آمریکا به تنهایی قادر به حل مسائل مهم و عاجل جهانی نیست جهان نیز نمیتواند بدون آمریکا چنین مسائلی را حل کند. ایران میبایست با نگاه نوین خود در سیاست بین الملل با اهرمهای در اختیار خود به آنچه که قدرت هوشمند نامیده میشود در این شرایط حساس به کار گیرد. ایران میبایست همت بیشتری را صرف اهرمهای قدرت نرم از جمله دیپلماسی و ارتباطات سازد و با نگاه استراتژیکی در مسئله اقتصادی خود و ارتباط اقتصادی با دیگر کشورها راه آینده خود را هموارتر سازد چون تنها توان نظامی هیچ کشوری حتی خود آمریکا را قادر نخواهد ساخت تا به دفاع از منافع جهانی خود برآید. همگی امروزه از قدرت سخت آمریکا میگویند اما به اعتقاد بنده بر ضرورت ارتقای ظرفیتهایمان در بهرهگیری از قدرت نرم و ترکیب آن با قدرت سخت استراتژی ایران در خاورمیانه می تواند راه گشا باشد در اینجا به مثالی از کشور دوست و همسایه ایران یعنی پاکستان اشاره میکنم که در میانه سالهای ۱۹۷۰ فرانسه، تصمیم گرفت با فروش تاسیساتی خاص بازفرآوری هستهای به پاکستان، با توان استحصال پلوتونیوم – عنصری با کاربرد دوگانه در مقاصد نظامی و غیرنظامی ایجاد نماید.اما در آن زمان فورد( رئیس جمهور آمریکا) نگران اشاعه تسلیحات هستهای بود و با پیشنهاد فروش هواپیماهای پیشرفته به پاکستانیها تلاش کرد که به هر صورت ممکن مانع احداث این تاسیسات شود هر چند پاکستان این پیشنهاد را نپذیرفت. این کش و قوسها در دوران فورد و بعد از آن در دوران ریاست جمهوری کارتر ادامه داشت و بعدها آمریکا توانست فرانسه را متقاعد نماید که پاکستان قصد تولید سلاح هستهای را دارد و در نهایت فرانسه در سال۱۹۷۷ عملیات احداث تاسیسات را به انجام نرساند.
البته ناگفته نماند تغییر رفتار فرانسه در آن زمان خود تبلوری از فرایند ترغیب و اعتمادسازی در آن زمان بود حال اگر بخواهیم پاکستان را به صورت موردی در رابطه با موضوع هسته ای با ایران مقایسه نماییم باید ببینیم که آیا اعتمادسازی در کشاکش قوس مذاکرات سخت ایران و آمریکا با اعتمادسازی به نتیجه خواهد رسید یا نه ؟ روند مذاکرات برنامه اتمی پاکستان صرف از زمان آن برای ایران بسیار حائز اهمیت می تواند باشد .
لازم به ذکر است که آمریکا در آن بحبوحه زمانی به فرانسه ،نه چوب تهدید را بالا برده بود و نه سر کیسهای را شل کرده بود و نه باغ سبزی را نشان داده بود پس به همین دلیل نمیتوانیم بگوییم که فرانسه چشم به منافع خاصی دوخته بوده است اما اگر ایران بخواهد شرایط جنگی را نپذیرد می بایست راهی را برای اعتمادسازی با کشورهای غربی و آژانس هستهای پیدا کند . البته شاید این نگاه بنده به مذاق برخی از خوانندگان سیاسی خوش نیاید و یا جای سوال باشد که آیا تا به امروز ایران اعتمادسازی انجام نداده است!؟ اما جواب تا حدودی مشخص است بله ایران قدر مسلم است که طبق معاهده برجام راستی آزمایی را به سرانجام رسانید و توافقاتی نیز حاصل شد اما با خروج ترامپ از معاهده برجام از نگاه آژانس هستهای, ایران در چند سال اخیر به سمت نگهداری اورانیوم بیش از ظرفیت اقدام نموده است و طبق نظر آنان فاصله ایران تا ساخت بمب اتمی چند روز بیشتر فاصله ندارد و این از نگاه امنیتی کشورهای غربی، بسیار خطرناک به نظر میرسد حال ایران از نگاه ترامپ باید به سمت توافقی دیگر برود که مورد قبول آژانس و کشورهای غربی باشد تا انگیزه واقعی ایران مشخص شود!