اگزیستانسیالیسم در جوامع شهری شهرهای در حال توسعه و عطش ناتمام رسیدن به اتوپیا و آرمانشهر
همای خبر _ دکتر عماد مطالبی مطرح نمود: آنچه که در اگزیستانسیالیسم یا پدیدارشناسی در حوزه اجتماعی می تواند در مسیر سکونتگاهها و توده ها و کلونی های انسانی در جوامع شهری لازم است به آن پرداخته شود چون می تواند سبب شکاف و ریزش این طبقات گردد ؛ جنبه های ایده آلیسم و رسیدن و عطش ناتمام آن به اتوپیا یا آرمانشهر است و این به این معنی است این هدف می تواند به قدری جذاب باشد که در این مسیر طبقات پایینتر اجتماعی دیده نشوند و توده های انسانی فدای طبقات برخوردار گردند و بیم بر آن است که ما نمی توانیم جنبه های متریال زیست انسانی را نادیده گرفته و با سرعتی وصف ناپذیر به خلق آن ارمانشهر و اتوپیای با فضیلت پرداخته زیرا باید کفی از استاندارد را در همه ابعاد برای جامعه انسانی و تمام شهروندان در راستای توزیع برابر در جوامع کم برخودار و نابرخوردار برقراز سازیم تا در پرتو آن رسیدن به اجتماعی با وصف زیست مناسب برای انسان و شهروند محقق گردد.
مطالبی کارشناس برنامه ریزی و آمایش شهری اشاره نمود : در مسیر تحقق عدالت اجتماعی در فضاهای شهری توزیع خدمات و مراکز خدماتی به گونه ایی صورت گیرد که در تخصیص زمین برای ایجاد این مراکز به صورت هدفمند کامپلکس هایی با ترکیب کاربری ها ایجاد شود که بتوان ا ز پراکنده رویی این مراکز جلوگیری شود و در استفاده بهینه و مدیریت خردمندانه زمین نیز بتوان در پیوند عدالت اجتماعی با عدالت فضایی رویکردی متعادل را بین سه عنصر انسان (شهروند) فعالیت(خدمات) محیط(پهنه های شهری) برقرار سازد.
وی متذکر شد : باید برای ایجاد شهری پویا که بتواند در ایجاد یک بستر مناسب در اختصاص کاربری ها همگام با فعالیت ها و خدمات به سمت ایجاد کامپلکس ها و مجموعه هایی متناسب با ترکیب کاربریها در راستای ایجاد زون بندی های همگن تا بتوان گستره خدمات را در محلات در فواصل منظم برقرار ساخت به طوریکه این راهبرد می تواند شعاع ارایه خدمات را از واحدهای مسکونی برای بهره مندی شهروندان در ۱۵ دقیقه ارایه نماید و در نتیجه سفرهای مازاد شهری بصورت محسوسی کاهش می یابد وی در پایان تاکید کرد : ما در ایجاد شهری پویا و متکی بر تفکر پدیدار برای خلق یک موقعیت اثرپذیر در زیست مناسب شهروندان باید به دنبال روش ها و الگوهای کارایی با بهره گیری از این حقیقت کتمان ناپذیر به سمت سود و منفعت همگانی باشیم و این امکان پذیر نیست مگر بتوانیم جنبه هایی فضایی و کالبدی شهر را در بهره گیری همه شهروندان اماده سازی و باز طراحی کنیم تا همگان در یک شهری که بتواند رفاه و آسایش را در شاخصه های استاندارد با الگوهای آمایشی نوین فراهم سازد زیست درخور و شان یک شهروند در شهری پویا را داشته باشند.