بررسی غارت اسکندردر پارس /تهیه کننده علی غلامرضائی مدرس دانشگاه وپژوهشگرتاریخ
اختصاصی همای گیلان:از غارت و کشتاراسکندر در پارس پایتخت فرهنگی جهان آنروز بگویم که طی ان علاوه براینکه نیروی های مقدونی با کشتار مردان و تجاوز به زنان و بردن اموال بسنده نکرده که تخت جمشید را به اتش کشیدند بقول ویل دورانت :
هنوز آن قدر در شوش نمانده بود كه لشكريانش رفع خستگي كنند كه در سرماي زمستان از كوهها گذشت تا تخت جمشيد را تصرف كند، و چنان بسرعت به قصر داريوش رسيد كه ايرانيها وقت نكردند خزانه او را پنهان كنند. در اينجا نيز عقلش را از دست بداد و آن شهر زيباي عظيم را سوزاند و با خاك يكسان كرد. سربازانش به خانهها ريختند، اموال مردم را غارت كردند، به زنها تجاوز نمودند، و مردان را كشتند.» تاریخ تمدن 2/609 + پیرنیا2/1016-1023
پلوتارک مورخ مشهور در کتاب «حیات مردان نامی» در خلال شرح زندگی و جنگ های اسکندر به آتش افروزی او در پارسه اشاره میکند. بر اساس روایت پلوتارک تائیس معشوقه بطلمیوس ، در جشنی که اسکندر به مناسبت پیروزی بر ایرانیان ترتیب داده بودند بر سر میز شام سخنرانی میکند ، پلوتارک سخنان آن زن و اتفاقات بعد آن را چنین روایت میکند:« زن زمزمه کنان میگفت:در چنین روزی بسیار بیشتر از آنچه تصور میکرد محظوظ و خشنود است. بخصوص پس از تحمل آنهمه رنج و مشقت که مدتها سرگردان و حیران همراه سپاهیان در ممالک آسیا میگشت. ولی حالا چقدر مشعوف و سرفراز است که باتفاق سپاهیان غرق در مسرت ، در پیشگاه پر عظمت پادشاهان بزرگ ایران قرار دارد. اما رضایتش آنوقت به سر حد کمال خواهد رسید که به عنوان تفریح و شادی در همین قصر آتشی بر افروزند و این بارگاه خشایارشا را که شهر آتن بسوخت،بدست خودم، در حضور شاهی چون اسکندر بسوزانم تا در آتیه بگویند که زنانی که همراه سپاه اسکندر بودند ،بهتر از کلیه سرکردگان و سرداران نیرو های بحری و بری یونانی انتقام خویش را از اعمال ایرانیانی که در گذشته به سرما آوردند، گرفتند.هنوز این کلمات از زبان آن زن خارج نشده بود که درباریان اسکندر شادی کنان و کف زنان فریاد برآوردند که چه خوب مطلب تقریر شده و شاه را تهبیج کردند که بدین کار اجازه دهد.اسکندر رفته رفته اغوا شد تا اینکه ناگاه برپاساخت و تاجی از گل بر فرق خویش نهاد و مشعلی بر دست گرفت و قبل از همه به راه افتاد.درباریان نیز جملگی در اطراف قصر به فریاد و رقص پرداختند. سایر مقدونیان نیز که چنین دیدند عموما با مشعل های فروزان ،شادی کنان به سوی قصر دویدند و پیش خود می گفتند که آتش زدن قصر شاهی از طرف اسکندر نشانه اینست که خیال دارد به سوی مملکت خویش عزیمت کند و از اقامت بیشتر در بین خارجیان منصرف شده است. اینست کیفیت سوختن قصر سلطنتی پادشاهان ایران» (پلوتارک،1346:ص386 و 387).«اسکندر در جواب یکی از سرداران (پارمن ین) که عقیده داشت غارت و حریق تخت جمشید فتوحات او را لکه دار خواهد ساخت گفت: لشکری از پارس به یونان آمد آتن را خراب کرد و معابد آن را آتش زد من باید انتقام این کردار را بکشم» (سامی، 1389: ص 374).یوکایوکیلهتو نیز در کتاب «تاریخ حفاظت معماری» مینویسد:
«سر دودمان هخامنشی ،کوروش بزرگ و جانشینان او، داریوش و خشایار شا (سده های 6تا4 پیش از میلاد) ، «سرزمین آریاییان» را در منطقه اعتلا بخشیدند و تخت جمشید به نماد عظمت ایران بدل شد . اما در سال 330 قبل از میلاد کاخ های آن به فرمان اسکندر سوزانده شدند تا [از دید او] هویت ایرانی نابود گردد» (یوکیلهتو،1387:ص296 و 297).منابع:۱-سامی، علی (1389). پایتختهای شاهنشاهان هخامنشی. تهران: پازینه.۲-
پلوتارک (1346) حیات مردان نامی،ترجمه رضا مشایخی، جلد سوم، چاپ دوم، بنگاه ترجمه و نشر کتاب۳-یوکیلهتو ،یوکا (1387) تاریخ حفاظت معماری ، ترجمه محمد حسن طالبیان و خشایار بهاری ، انتشارات روزنه برای مطالعه بیشتردرباره حمله اسکندربه ایران رجوع شود به کتاب چکیده تاریخ ایران از باستان تاپایان دوره قاجار،علی غلامرضائی،انتشارات دافوس صص۵۰الی۵۱