اختصاصی همای گیلان:چوپانی ازاهالی روستای پنوی لنگرودکه راضی به افشای نام خود نبودبه خبرنگارماگفت:مثل همیشه گوسفندا ن را برای چرا به جنگل بردم .
در میانه روز صدای پارس سگهای گله توجه مرا به خود جلب کرد ناگزیرکمی جلوتررفتم زمینش شیب خیلی تندی داشت وپراز درخت و خار(تموش)بود،دیدم درخت بزرگی روی زمین افتاده و سگهای گله که ۷تا بودند دورهمین درخت پارس میکردند.درابتدا فکرمیکردم که یک خوک(گراز)زیر درخت است تقریبا ۱۰متری درخت رسیدم وسگها با دیدن من شتاب کردند ،ناگهان دیدم پلنگی از زیر درخت ولابلای خارها(تموش)بیرون امد و فریادی کشیدودر چشم بهم زدنی به سمت من خیز برداشت .دیگر چیزی متوجه نشدم تا جایی که یادم میاید در حال فرار به سمت پایین بودم و دوستم از دور فریاد میزد که” فرارنکن “.صورت و دستم زخمی شده بود ، پلنگ به پشت دستم چنگ زده بود و من پرتاب شده بودم به پایین.
پلنگ یک حیوان وحشی خیلی کینه ور است و من تنها شانسی که آوردم اصلا فریاد نزدم و سگها راتحریک به گرفتنش نکردم و امیدوارم که کینه ای به دل نگرفته باشه تا بازهم برای من وگوسفندانم مشکل ایجاد کند.
هم اکنون به پزشک مراجعه ودر حال مداوا می باشم.
پایگاه خبری و تحلیلی همای خبر پایگاه خبری و تحلیلی همای خبر|پایگاه خبری و تحلیلی همای گیلان|پایگاه خبری و تحلیلی استان گیلان|اخبار گیلان| اخبار روز گیلان | خبرهای گیلان| با اخبار گیلان همراه شوید|

