مدرک رافع معضلات اجتماعی است یادرک؟/ از بی تدبیری درتصمیم گیری خروج دام ازجنگل وساماندهی روستائیان تا معضل امروز گوشتقرمز کشور/به قلم مدیر مسئول همای گیلان
عطیه نصرتی
اسفند 11, 1397
مقاله
269 Views

اختصاصی همای گیلان، وقتی نگهبانان جنگل را اخراج میکنیم،یعنی قاچاق چوب را ترویج کردهایم
هرچند موضوعاتی از این دست ، در نگاه اول ساده به نظر میرسند؛ اما با نگاهی عمیقتر به آن به چندین مشکل در حوزههای مختلف بر میخوریم. فهم این نکته که تشنج و نابسامانی در یک بخش اقتصادی به شکلهای کاملا مستقیم یا غیر مستقیم ،اقتصاد سایر بخشها را نیز تحتالشعاع قرار میدهد و دچار تورم و تشنج میسازد، موضوع چندان سختی نیست، همچنانکه رشد و شکوفایی در اقتصاد یک بخش نیز می تواند سبب رشد خلاقانه اقتصادی در سایر بخشها شده و رونق و رقابتهای سالم تولیدی و مصرفی برای هرجامعه به همراه بیاورد.
از سوی دیــگر نبود افراد متخصص و کارشناس در راس امورمملکت باعث شده تا در نهایت مردم تاوان بیتدبیری مدیران را بپردازند آن هم به قیمت چشمپوشی از برخی نیازهای عادی و لازم زندگی خود. نیازهایی که متاسفانه گاه حتی حذف هزینههای درمان، بهداشت و حتی کاهش خورد و خوراک خانوادهها را هم شامل میشود. این روند ناسالم و نامساوی توزیع ثروت در جامعه در نهایت تا جایی پیش میرود که شکافهای طبقاتی بین قشر غنی و فقیر روز به روز بیشتر شده ، قشر پرتعداد آسیبپذیر فقیر و فقیر تر ، و قشر کم تعدادغنی ، فربهتر شوند.
متاسفانه شاهدیم که معمولا متملقین غیرمتخصص، ژنهای به اصلاح خوب و چربزبانهای دورقابچین سکان امور را بدست گرفته و با سوادی که ندارند، بدون الگو و برنامهای مشخص به شکلی کاملا منفعلانه، مدیریت بخشهای اجرایی و تولیدی کشور را به دست گرفتهاند ، گاه حتی کهولت سن نیز حریف طمع و زیادهخواهی آنان نیست و دور از جان انگار فقط ملک الموت قادر به جداسازی آنان از میزهای ریاست است!
درد این جامعه آنجا آغازشد که مدرک جای درک را گرفت و امروز هرچه به جلوتر می رویم پولدارها ، مدرکدارها ، منصب دارهای جامعه می شوند و شایستگانی از جامعه نیز به ناچار، سالهای طلایی عمر خود را صرف شغلهایی بخور و نمیر .
در دنیایی که تلاشهای جهانی براین است تا به منزلت اجتماعی تولیدکنندگان توجه ویژه شود و برای رشد و توسعه مشاغل تولیدی، انواع تدابیر تشویقی و حمایتی اندیشیده شود تا گرایش عامه مردم به سوی تولید باشد؛ حاصل سیاستهای غلط در کشور ما، تصمیماتی است که به کرات، باعث نابودی و ورشکستگی تولیدکنندگان گردیده که نتیجهاش همین است که میبینیم؛ سوق دادن همگان به سمت مصرف گرایی.
از جمله تصمیمات غلطی که در سالیان پیش سبب شد تولیدکننده به مصرفکننده تبدیل شود؛ تصمیم دولتمردان ومجلسیان به خروج دام ازجنگلها وساماندهی روستانشینان بود. تصمیمی که نه تنها باعث حفاظت جنگل نشد بلکه موجب ازدیاد قاچاق چوب هم گردید و درحالی که قرار بود تعداد نانخورهای دولت کم شود و امور کشور به بخش خصوصی ومردم سپرده شودحفاظت ازجنگل از مردم گرفته وبه دولت سپرده شد.
و درست ازهمین جا باند، رانت وقاچاق چوب رشدی سرطانگونه یافت .
هرچند شرکتهایی با عنوان نگهداری ازجنگل وقرقبان تشکیل شد اما به سرعت مدت سروری آنان هم افول کرد و از جنگلها نیز چیزی باقی نماند.
پیشترها اگر فقط، پرونده یک کشاورز به دلیل احداث باغ چای وغیره به دادگاه فرستاده می شد، امروز کثرت پروندههای قاچاق چوب و پرونده باندهای بزرگ قاچاق و نابودی منابع جنگل هم روانه دادگاهها میشود.
چه کردیم با این اقلیم زیبای بینوا؟!کشاورزان را به شهرها فرستادیم تا معضلات اجتماعی و بیکاری در شهرها بیشتر شود؟!
روستاها که تامین مایحتاج روزانه شهریها را به عهده داشتند، حالا خود تبدیل به مصرف کننده شدهاند و محصولات باغداران که روزی در بازارچههای سنتی و محلی رونق بسیار داشت کمجان و بیرونق گردید که اگر این تصمیمات نابخردانه گرفته نمیشد چند استان شمالی به تنهایی- باتوجه به وسعت زیاد روستائیان جنگل نشین- می توانستند در این شرایط بحرانی،گوشت قرمز کشور را تامین نمایند و دیگر نیازی نبود امروز برای تامین مایحتاج گوشت قرمز کشور، ارز از کشور خارج کنیم.
البته نمیتوان بیتدبیری مدیران ذیربط را نیز در افزایش ناگهانی و بیرویه قیمت گوشت نادیده گرفت. به راستی چه کسی پاسخگوی این پیامدهای سوء است؟!
تصمیماتی نابجا ، غیرمسئولانه و بیرحمانه که باعث نابودی روستاها و جنگلها و رواج بیکاری در استانهای شمالی کشور شد.
علی علی پور نیاول مدیر مسئول پایگاه خبری همای خبر و هفته نامه همای گیلان