🗞 فقط ۱۲ ساعت!
شماره جدید #صدای_ایران در سرمقاله خود به این پرسش پاسخ داده است که آیا تقلای ترامپ برای نجات از باتلاق خودساخته در هرمز و تبعات اقتصادی آن، جواب میدهد؟
✍ در بین بازاریهای قدیم، همیشه رسمی نانوشته اما استوار وجود داشت. عیار ادعای یک تاجر را سکههایی مشخص میکرد که روی پیشخوان میگذاشت، نه بلندی صدایش هنگام معامله. اقتصاد جهانی امروز نیز با تمام پیچیدگیهایش، هنوز به همان سنت وفادار است. فاصله میان ادعای سیاستمداران و حقیقت میدانی را باید در تابلوهای بورس، قیمت یک بشکه نفت خام و نرخ کرایه کشتیها جستوجو کرد. تنگه هرمز در روزهای اخیر، دقیقاً در نقطه تلاقی همین ادعاها و واقعیتها ایستاده است؛ آبراههای که امنیت و نبض تپنده آن با سخنرانیها و لفاظیهای پرحرارت مقامات کاخ سفید تنظیم نمیشود.
🖼دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بارها پشت تریبونها ایستاده و از باز بودن هرمز و جریان بیوقفه نفت، حتی در حجمی عظیمتر از روزهای پیش از تنش، سخن گفته است. این دست اظهارات ظاهراً برای آرام کردن افکار عمومی در آستانه انتخابات و مدیریت فضای داخلی آمریکا طراحی شدهاند. اما بازار انرژی، موجودی ترسو و در عین حال حسابگر، از کنش هوشمندانه ایران در این تنگه است. گزارشهای شانزدهم و هجدهم مهرماه خبرگزاری رویترز و روزنامه فایننشال تایمز، پرده از حقیقتی تلخ برای غربیها و ترامپ برمیدارد. وقتی قیمت نفت با جدیت بالای مرز صد دلار تثبیت شده و نرخ روزانه کرایه برخی نفتکشها از پنجاه هزار دلار پیش از جنگ علیه ایران، ناگهان به مرز یک میلیون و ششصد هزار دلار پر میکشد، پیام بازار کاملاً روشن است. شرکتهای کشتیرانی، مؤسسات بیمه و دلالان نفتی، پشیزی برای اطمینانبخشیهای واشنگتن ارزش قائل نیستند. هزینه ریسک، تأخیرهای طولانی و خطر از دست رفتن شناورها، نرخها و سیاستهای بازار انرژی را میسازند، نه وعدههای انتخاباتی.
👈ایران بازی را در جغرافیایی تازه و بدیع تعریف کرده است. استراتژی مهار و بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران اکنون تا شرق دریای عمان و شمال دریای عرب امتداد یافته و مناطق ممنوعه جدیدی را شکل داده است. برخورد قاطع با شناورهای متخلف و هدف قرار دادن کشتیهای قاچاق نفت، با تمام تبعات سخت و هزینههای تلخ انسانی آن، پیامی راهبردی به همراه دارد. در واقع، شعاع خطر دیگر به چند مایل از دهانه تنگه هرمز محدود نمیماند. اشاره دقیق رهبر معظم انقلاب مبنی بر عقبنشاندن دشمن تا دریای عرب، ریشه در همین تغییر آرایش دارد. ماجرا تسلط بر یک آبراهه باریک نیست. دعوا بر سر توان تحمیل اراده و تعیین خطوط قرمز در شاهراههای حیاتی اقتصاد جهان است. هر پرچمی که در این آبها حرکت کند، ناگزیر است قواعد این هندسه جدید امنیتی وضعشده توسط ایران را بپذیرد.
🔹️برای فهم عمق استیصال طرف مقابل، کافی است به دستوپازدنهای دولت آمریکا در بازار سوخت نگاه کنیم. آزادسازی شتابزده منابع ذخیره استراتژیک نفتی و طرح معافیت از مالیات فدرال، شبیه چسب زخمی بر یک جراحت عمیق شریانی است. اقتصاددانان بهخوبی میدانند که این مسکنهای موقت، کشتیهای فراری را به آبهای ناامن بازنمیگردانند و عرضه ازدسترفته را یکشبه جبران نمیکنند. پرده آخر این نمایش در روز جمعه، ۱۷ مهر، روی صحنه رفت؛ روزی که ترامپ، با وجود تمام رجزخوانیهای پیشین و تحریمهای سنگین روسیه، دست نیاز به سوی ولادیمیر پوتین دراز کرد. توافق برای واردات فوری محمولههایی به حجم ۳۰۰ هزار تن گازوئیل از روسیه، تناقضی آشکار در سیاست واشنگتن است. کارشناسان انرژی میدانند که این رقم، تنها کفاف مصرف نیمروز غول تشنهای چون اقتصاد آمریکا را میدهد. کشورداری با تأمین نیمروزه سوخت از رقیب استراتژیک و چهبسا نظامی، نشانه تسلط بر اوضاع نیست. این سند آشکار یک بحران عمیق است.
🔹️مجموع این رویدادها، تابلویی شفاف از توازن قوای جدید ترسیم میکند. اهرم تنگه هرمز یک واقعیت انکارناپذیر در دستان جمهوری اسلامی ایران است و دشمن برای فرار از باتلاق قیمتها به هر ریسمانی چنگ میزند. با این وجود، حفظ این دستاورد استراتژیک نیازمند هوشمندی، محاسبه دقیق و ترجمه این قدرت جغرافیایی به قدرت پایدار است. اینکه کلید اقتصاد جهان در جیب چه کسی است را نه فریادهای انتخاباتی تعیین میکند و نه شعارهای هیجانی ترامپ. معیار نهایی، همان کشتیهای غولپیکری هستند که برای عبور از آبهای پیرامونی ما چارهای جز پذیرش قواعد نوشتهشده توسط ایران ندارند

پایگاه خبری و تحلیلی همای خبر پایگاه خبری و تحلیلی همای خبر|پایگاه خبری و تحلیلی همای گیلان|پایگاه خبری و تحلیلی استان گیلان|اخبار گیلان| اخبار روز گیلان | خبرهای گیلان| با اخبار گیلان همراه شوید|