ناگهانی ترين روز/ سید رضا سید دانش

همای گیلان: جهان يك خورشيد دارد كه يازده كهكشانِ نورانی در آن فروزان است و سيصد و سيزده ستاره ی دنباله دار، ملتزمِ ركابِ  تابناکِ اوست …

شب های دنيا، طويل وُ تاريک وُ تاراج گشته، در انتظارِ سپيده دمی ست كه تجلیِ خورشيد است.

خورشيدی يگانه ترين ، كه در هيئت سواری تابان، در آستانه نيلوفر وُ نرگس، طلوع می كند.

s1

شب زدگان، خواب وُخانه را رها می كنند و در ناگهانی ترين روزِ آفتابیِ زمين، به خيابان ها

وُ كوچه ها مي آيند.

بارانِ نرگس می بارد و سوار به اشاره ی دستی، بهار را، حتا در خشكيده ترين خاک ها

سبز می كند.

در اين روزِ ناگهان، ديگر همه می دانند كه ساليانِ درازِ انتظار، به پايان رسيده است.

می دانند نان وُ سيب، به تساوی تقسيم می شود؛ و صلح وُ دوستی وُ مهربانی، دل ها را به آسمان نزديك می كند.

می دانند كه ديگر تمامِ جهان: سجاده ای بلند می شود با شاخه ای گُلِ ياس، كه عشق بر آن به نماز می ايستد …

آقا جان! نهم ربیع است و ما؛ همچنان بی قرارِ توایم.

سید رضا سید دانش  –فعال فرهنگی و رسانه ای