نقش بریتانیا درجدایی بحرین از ایران در دوره قاجار/تهیه کننده علی غلامرضائی مدرس دانشگاه وپژوهشگرتاریخ

اختصاصی همای گیلان:در سال 1783 آل خلیفه كه در زباره سكونت داشتند و در عمل مستقل بودند، به ياري آل صباح کویت خود را بر بحرين سروري دادند.


در سال 1788 نيروهاي وهابي به فرماندهي سليمان‌ بن اصفان، قطر را تسخير كردند اندکی بعد سلطان مسقط بحرين را تصرف كرد، ولي آل خلیفه به ياري وهابيان آنان را از آنجا بيرون راندند.

در سال 1810 آل خلیفه خود وهابيان را از بحرين اخراج و در سال 1816 حمله ديگري را که از سوي سلطان مسقط صورت گرفته بود، درهم کوبید

با همه این احوال، تا آمدن استعمار بریتانیا حکام بحرین تابعیت اسمی خود نسبت به ایران را ادامه دادند.
برای مثال، حاکم آل خلیفه بحرین در پاسخ به یاد داشتی از خدیو مصر، نوشت كه او تابع ايران است.
با این حال بحرین بدست محمد علی پاشا خدیو مصر افتاد و تا سال 1840 زير نفوذ او باقي ماند.
در سال ياد شده وهابيان دوباره بر بحرين چيره شدند.
استعمارگران بریتانیا که از اوایل دهه 1840، در نتیجه اعتراض های رسمی حاج میرزا آغاسی، برنامه استعماری ایران زدایی خلیج فارس را متوقف کرده بودند، در سال 1851(۱۲۶۷قمری) با دریافت اجازه نامه ای از امیر کبیر به بهانه “تفتیش سفاین ایرانی”؟
در خلیج فارس، این برنامه ایران زدایی خلیج فارس را از سر گرفتند.

در سال 1860 ميلادي هنگامي كه سرهنگ لويس پلي ، نماينده سياسي بريتانيا در خليج‌فارس، انداختن زنجير استعمار بريتانيا به گردن شيوخ بحرین را آغاز کرد، شيخ محمدبن‌ خليفه رئیس آل خلیفه طي نامه‌اي به ناصرالدين شاه و ديگر مأموران والارتبه قاجاری، تابعيت خود و بحرين را نسبت به ايران اعلام و براي مقاومت در برابر استعمارگران بريتانيا از تهران تقاضاي ياري كرد.

دربار ناتوان قاجار از جاي نجنبيد و سرهنگ لويس پلي نماينده سياسي بريتانيا در بوشهر، با توجه به بی اعتنایی دربار قاجاری، قراردادي را در روز 31 ماه مه 1861 به امضاي شيخ محمدبن خليفه رساند.

در این تاریخ بود که بحرین برای همیشه از ایران جدا شد و دولت ايران که در اين دوران، پس از عزل ميرزا آقاخان صدر اعظم نوری از صدارت ايران، مستقيماً از سوی ناصرالدين شاه اداره می شد، از هرگونه کمک به آل خليفه يا هر واکنش ديگری در قبال تحمیل استعمار انگلیسی بر بحرین خود داری ورزيد.در سال 1867 مردم بندر زباره در قطر كه آن‌ هنگام وابسته به بحرين بود، عليه شيخ حمد، نماينده شيخ محمدبن خليفه شوريدند.

شيخ محمد به موجب ماده دوم و سوم قرارداد 1861 از سرهنگ پلي ياري خواست.

پلي ناوگاني را براي ياري شيخ محمد بن خليفه فرستاد. ولي از آن ‌جا كه كارشورش بالا گرفته بود، پيش از رسيدن نيروي انگليسي، شيخ محمد بن خليفه از والي فارس، شاهزاده حسام السلطنه قاجار، نيز ياري خواست.

اين درخواست ياري از والي فارس گوياي آن بود كه برخلاف وضع جدیدش به عنوان تحت‌الحمايه بريتانيا، شيخ محمد همچنان بحرين را تابع ايران شناخت و به همین دلیل دستگیر و تبعید شد.

سرهنگ پلي شيخ علي، برادر شيخ محمد، را به جاي او حاكم بحرين شناخت.
اما از آنجا كه شيخ علي نيز از بريتانيا و زورگويي‌هاي سرهنگ پلي دل خوشي نداشت، نماينده خود را كه «خليل مريخي» نام داشت نزد حسام السلطنه حاكم فارس و نزد شيخ القاسمی بندر لنگه فرستاد و از آنان خواست تا نيرو به بحرين فرستند و آن جزاير را از انگلیسی ها گرفته و به حاكميت مستقيم ايران درآورند.

حاکم قاسمی لنگه نيرويي فراهم آورده و به ياري شيخ علي‌بن خليفه روانه ساختند.
اين اقدام خشم استعمارگران بریتانیایی را برانگيخت و سرهنگ پلي ناوهاي جنگي را به سوي لنگه روانه كرد و ضمن به توپ بستن قايق های آن ديار به شیوخ لنگه هشدار داد كه تكرار كار آنان جريمه و تنبيه سخت آنان را سبب خواهد شد.

حسام السلطنه، والی فارس، در اين هنگام از شاه قاجار خواست تا فرمان دهد هرچه زودتر نيرويي براي دفاع از لنگه و نجات بحرين و شيخ علي‌بن خليفه از چنگال سرهنگ پلي روانه شود.

ولي بي‌خبري های شاه قاجاری و بی کسی دربار پس از عزل و تبعيد صدر اعظم نوری، بيشتر از آن بود كه واکنش حساب شده ای را در برابر اقدامات پلی در بحرین سبب شود.

به اين ترتيب، شيخ علي نيز مانند برادرش پس از نا اميد شدن از هر گونه حمايتی از سوي ايران، به امضاي قرارداد تازه‌اي كه از سوي سرهنگ پلي تحميل شده بود تن داد.

اين قرارداد كه در سال 1867 امضا شد، زمينه را براي جدايي همیشگی و رسمي بحرين از ايران و تبديل آن به يك شيخ‌نشين تحت‌الحمايه (مستعمره) بريتانيا هموار ساخت. منابع:۱-مجتهدزاده،پیروز،صدراعظم نوری،انتشارات انتخاب،۱۳۸۷ ۲-مقدمه قرارنامه میان دولتدعلیه ایران وانگلیس درباب غلام وکنیزسیاه ۱۲۶۷ ۳-بخشی ازنامه حسام السلطنه به ناصرالدین شاه،اسنادشماره ۶۰۴۴دولت ایران،صفحه۲۶۳

با کانال همای خبر همراه باشید.http://@homaygilanir