همای خبر/آقای دکتر اسداله عباسی
استاندار محترم گیلان.
با سلام و عرض ادب.
وقتیکه زندگینامه ات را خواندم دانستم که چون من از تبارِ فرو دستی
وخطوطِ در همِ پیشانی ات طوماری
است از رنجی به درازای ابدیت، فرزندی
از جنسِ معلم و برخاسته از گچ و ایستاده در قامتِ الفبای عشق، پس ظُلم
را میشناسی بدانسان که مظلوم را.
حال که چنین است به عنوان یک
معلم از شما توقع دارم که اگر به مظلوم
کمک نمیکنید لااقل آب در آسیابِ ظالم
نریزید.
سالهاست که مردمِ این دیار، از روستا زادگانِ بی چیز تا شهر نشینانِ
گرفتار، از ظلم و تبعیضِ بی امان در
لوای قانون هریک به طریقی اسیرِ درد
و فشارِ ستمگرانیست که بر گُرده این
ملت ستمدیده سوارند و میتازند.
در حالیکه قشرِ محروم جامعه گرفتارِ
معیشتِ خویشند و غمِ نان بر سُفره دارند
تغافلِ سازمانها و ادارات دولتی در اجرای
درست قوانین رنجِ مضاعفیست که خواب
از چشمِ پدران و مادران و فرزندان این مرز و بوم ربوده است.
در قامتِ یک استاندار که بالاترین
مقامِ سیاسی و اجرایی یک استان است
از شهرداریها بخواهید که چرا صدها طرح
و پروژه را ناتمام رها کرده و به بهانه اجرای طرح توسعه شهری و احداث خیابان هزاران قطعه زمین و خانه مردم
را گروگان گرفته نه اجازه ساختن میدهد
و نه طرحِ مفروضِ خود را اجرا میکند.
از متولیانِ طرح هادی که بدلیل
اجرای نادرست بلای جان مردم شده بپرسید که چرا دو روستا با شرایط برابر
یکی فاقد طرح هادیست و آن روستای
دیگر بر خوردار از مزایای این طرح است.
آقای استاندار، من مردان و زنان
خانه به دوشی را میشناسم که از مالِ
دنیا حد اکثر هزار متر زمین دارند که
۳۰سال پیش از پدر به ارث بُرده اند و
میخواهند با فروش یک یا دو قطعه از
این زمین یک سر پناه برای خود یا فرزندِ
خویش روی باقیمانده همان زمین بنا کنند
ولی متاسفانه دستگاهای مربوطه به بهانه
اینکه زمینشان ۳۰سال پیش ماهیت کشاورزی داشته از صدور مجوز خود داری میکنند در حالیکه کمتر از ده متر
آنطرفتر صدها خانه و ویلا و مغازه و
آپارتمان ساخته وبه راحتی خرید و فروش میشود.
از کار افتادگانیکه در دوران کُهولت
و رخوت و پیری چیزی جُز همان دو تا
سه قطعه زمین را به عنوان پشتوانه ندارند و زیر بار سختی معیشت شرمنده
فرزندان و نوه های خویشند، این بارِ گناهیست که بردوش شما و امثال شماست. دولتمردانیکه کمتر از یک ماه
طومار دریاخوارن و ساحل خواران را
درهم پیچیدند پذیرفتنی نیست که وانمود کنند که از عهده این مهم بر نمی
آیند و خود را در پسِ پردهِ تجاهل پنهان
نموده و بر قلب عدالت خنجر بزنند.
وزیریکه خود را وزیر محرومان میداند زیبنده نیست که در ظلمت شب
چلچراغِ مرفهینِ بی درد باشد، آب در
آسیاب ظالم بریزد و رانت خواران و
زمینخواران و دلالان را عملا با اجرای
غلطِ طرح هادی بر فرودستانِ ضعیف
مسلط نماید.
آقای استاندار، افرادی را میشناسم که زمینِ فاقد سند دارند و از هیچ جهت
مشکلِ قانونی ندارند، این افراد برای
ساختن خانه ازشهرداری تقاضای پروانه
میکنند و شهرداری میگوید به زمینِ فاقد
سند پروانه ساخت داده نمیشود، برای اخذ سند به اداره ثبت اسناد مراجعه می
کنند واداره ثبت میگوید اول بسازید
بعد تقاضای سند کنید. این انسانهای
بی پناه و بی خانمان بینِ دو سنگِ آسیاب
تناقض اسیر پیچ و خمِ اداراتند.
شما اگر اینها را میدانید و ساکت نشسته
اید خادم ملت نیستید.
با دیدن اینهمه تبعیض و بی عدالتی اگر
به مراجع بالا دستی اعتراض نکنید و در
تحقق عدالت به نفع محرومان بر نخیزید
شریک جُرمِ اصحابِ زر و زورید که در
پسِ پرده دین بی دینی مکنند.
من هزاران نکته نا گفته دارم که باید
چشم در چشم، رو در رو تا با شما بگویم
شرحه شرحه از ستمگر، از نفاق.
همکار فرهنگی دیروزم، معلم باش و
چون شمع سینه شب را بِدر، دست ظالم
را اگر میتوانی بِبُر و اگر نمیتوانی لااقل
فریاد بزن و رسوایش کن.
“بیا و حال اهل درد بشنو
به لفظِ اندک و معنیِ بسیار
به مستوران مگو اسرار مستی
حدیثِ جان مپرس از نقشِ دیوار”