گل آقای مردم ایران
در تاریخ اجتماعی ایران، نامهایی هستند که تنها یک نویسنده یا یک روزنامهنگار نیستند؛ بلکه به مثابه پدیدهی اجتماعی در حافظهی جمعی باقی میمانند.
۷ شهریور، روز تولد مردی است که تاریخ معاصر ایران او را نهتنها در زمرهی طنزپردازان، که در صف اندیشمندان و مصلحان این سرزمین ثبت کرده است؛
کیومرث صابری فومنی، گلآقا از این دست است: او نه صرفاً طنزپرداز، بلکه جامعهشناس با زبانی دیگر بود؛ کسی که با لبخند، حقیقت تلخ را روایت کرد.
جامعهشناسی طنز به ما میگوید که خنده، مکانیسمی است برای تخلیهی تنشهای اجتماعی و سیاسی. در دهههایی که فضای سیاست ایران سنگین، پرتنش و آکنده از محدودیتهای گفتار بود، گلآقا چون دریچهای کوچک، هوای تازه را به ریههای جامعه رساند. او خنده را به ابزاری برای بقا و امید بدل کرد.
صابری بهدرستی دریافته بود که طنز، نه سلاحِ تخریب، که زبانِ اصلاح است. وقتی سیاست، زبانِ خود را به عبوسی محدود کرده بود، او نشان داد که میتوان حقیقت را گفت، بیآنکه به پردهدری و بیحرمتی آلوده شد. در واقع، طنز او ترکیب ادب و آزادی بود؛ و همین است که آثارش هنوز هم تازگی دارند.
از نگاه ادبی، صابری وارث سنت دیرینهی طنز در ادبیات فارسی است؛ سنتی که از عبید زاکانی تا دهخدا امتداد یافت. اما تفاوت او این بود که طنز را از کتابخانه و محفل ادبی به عرصهی عمومی آورد و آن را به زبان روزنامه، به زبان کوچه و بازار و در عین حال به زبان دانشگاه ترجمه کرد.
از نگاه سیاسی، گلآقا به ما آموخت که قدرت، اگر از نقد خالی بماند، در خود فرومیپوسد. او در مقام یک روشنفکر متعهد، هم مردم را میخنداند و هم حاکمان را به اندیشه وامیداشت. بسیاری از مسئولان خود اعتراف کردند که نوشتههای او نه فقط افکار عمومی، بلکه تصمیمهای سیاسی را هم تحت تأثیر قرار میداد.
امروز، در روزگار شبکههای اجتماعی و آزادیهای متکثر مجازی، بیش از هر زمان دیگری به میراث گلآقا نیازمندیم. چراکه او یادمان داد آزادی بیان بدون اخلاق و ادب، به غوغا بدل میشود؛ و نقد بدون لبخند، به خشونت.
پس پاسداشت صابری، پاسداشت اخلاق نقد است؛ پاسداشت ادبیاتی است که هم جامعه را آرامتر میسازد و هم سیاست را انسانیتر
www.foumani.ir
محمد پور خوش سعادت