اختصاصی همای گیلان:مو و محاسن سپیدکرده های امروز ، فرقی نمیکند که پر آوازه باشند یا چهره ای محلي يا شهرستانی ، پای صحبتشان که می نشینی معترفند در دهه 60 و 70 آن گونه عرصه برایشان باز شد که توانستند تجربه کسب نمایند و غالبا بیشتر یا کمتر از 20سال داشتند که یا در جبهه عهده دار مسؤولیت شدند یا در عرصه اجرایی(ولو در حد مدير يك واحد) مورد اعتماد قرار گرفتند و در واقع فرصت یافتند تا انرژی و استعداد خود را به ملسه ظهور بگذارند.
امروز اما غالب همان هایی که یک روزی جوان بیست و چند ساله بودند و فضای باز بعد از انقلاب موجب شکوفایی آن ها شد و اکنون مفتخر به سابقه ی اجرایی هستند به سختی راضی می شوند که سکان را در اختیار نسل جدید و تازه نفس قرار دهند و ناظر و مشاور باشند، حال آنکه با این عمل امکان نيل به موفقیت و افزايش راندمان کار محتمل تر است ، چرا که از سویی جوان امروز دارای دانش تخصصی و بهره مند از چرخه ی اطلاعات نوین و چابك و باانگيزه است و از سوی دیگر می تواند از تجربه ی ارزشمند پیشکسوتان استفاده کند.
دلايل عدم امکان بکارگیری سیل جوان های مستعد ، پرانرژی و متخصص در دستگاه های دولتی و نیمه دولتی برای احیا و شتاب دهی به سیستم اداری و اجرایی کشور را شاید بتوان پذیرفت اما علی الظاهر مشکل اینجاست که فرهنگ اعتماد به نسل فعلی و ایجاد فضا و ریل گذاری برای نیروهای جدید در دولت و تبع آن در اجتماع نهادینه نشده است و بی شک در آینده به معظلی برای نظام سیاسی،اجتماعی و اجرایی کشور تبدیل خواهد شد.
امروز با توجه به نیاز كشور به توسعه مضاعف ، استفاده از جوانان متخصص و مستعد در همه ی عرصه ها تکلیف می باشد و مدیران و مسئولان با سابقه می توانند با انتقال تجربه ی خود، راه پیشرفت جوانان را هموار نمایند و دين خود را به شكل اكمل به سرزمينشان ادا كنند.
امیدآنکه به همت برخي از پيشكسوتان دلسوز و آينده نگر روزنه ای برای حضور نیروهای تازه نفس در عرصه هاي مديريتي و اجرايي باز شود.