اختصاصی همای خبر/تحولات عجیب چند هفته ی اخیر پاکستان، دولت عمران خان را به سقوط کشانید.
عمرانخان رهبر حزب تحریک انصاف به عنوان حزب حاکم پاکستان و بیست و دومین نخست وزیر این کشور بود که با بیاعتمادی نمایندگان و مخالفان روبرو شد و سرانجام با رأی اکثریت نمایندگان، وی در نیمه راه مجبور به کناره گیری شد.
در ابتدا لازم است اشاره کنم که دموكراسي پارلماني بهرغم چند مورد كودتاي نظامي و اصلاح متعدد قانون اساسي هنوز هم يكي از نهادهاي مهم و كارساز در پاكستان به حساب ميآيد. پاكستان كشوري است فدرال متشكل از ۴ ايالت پنجاب، سند، خيبرپختونخواه و بلوچستان كه ساختار ايالتها نيز بر مبناي دموكراسي پارلماني بنا گذاشته شده است.
در این کشور رييسجمهور توسط حزب حاكم كه رياست آن به عهده نخستوزير است انتصاب ميشود كه تقریبا جایگاهی تشريفاتي است و در صورت اراده حزبي كه اكثريت كرسيها در مركز و ايالت برخوردار است يا كودتاي نظامي بركنار ميشود و نخستوزير رئيس حزب داراي اكثريت كرسيها در پارلمان است كه طبعا ميتواند از يك حزب در صورت داشتن اكثريت كرسيها يا ائتلافي از احزاب باشد. نخستوزير به عنوان رييس دولت، قدرتمندترين شخص پاكستان است و در راس كابينه وزرا قرار دارد. نخستوزير در صورت اراده حزب يا استيضاح در مجلس و از اكثريت افتادن حزب حاكم يا كودتاي نظامي بركنار می شود.
پاکستان دو مجلس شامل مجلس نمایندگان و سنا دارد که مجلس نمایندگان دارای قدرت زیادی است.
همچنین مكانيسم عدم راي اعتماد، ابزار مهمي است كه به کمک احزاب مخالف ميآيد و نخستوزير را پيوسته زير ذره بين قرار ميدهد بر اين اساس چنانچه نخستوزير نتواند راي اعتماد مجلس را جلب كند حزب حاكم ناچار است فرد ديگري را براي پست نخستوزيري معرفي كند و چنانچه حزب حاكم اكثريت را از دست دهد رئيس حزب مخالف، دولت را تشكيل ميدهد يا انتخابات زودرس انجام ميشود. پس وجود احزاب است كه نقش اساسي در تغيير و تحولات پاکستان ايفا ميكند. در اين مورد اخیر عمرانخان نخستوزير پاكستان براساس ابزار و مكانيسم «راي عدم اعتماد» به چالش كشيده شده و ناچار شد كه بر اين خواسته تمكين كند و اعتماد اكثريت را از دست داد و ناچار به واگذاري اين سمت به فرد ديگري كه حائز اكثريت كرسيهای مجلس است شد و آن کسی نیست جز شهباز شریف…
دو حزب اصلی مخالف مسلم لیگ با رهبری شهباز شریف و حزب مردم تحت رهبری آصفعلی زرداری همسر بینظیر بوتو نخست وزیر فقید پاکستان، و همچنین جذب چند نماینده موتلف با حزب تحریک انصاف عمران خان، باعث از اکثریت انداختن تحریک انصاف شد و سقوط دولت وی شکل گرفت.
در حقیقت برکناری عمران خان از نخست وزیری پاکستان را در نتیجه توطئه های آمریکا و عربستان علیه وی، می توان برشمرد. عمران خان به شیوه ای “دموکراتیک” و آمریکایی و از طریق جلوگیری از دادن رای عدم اعتماد به دولت او در پارلمان آن هم تنها با چند رای، ایجاد دو دستگی در میان حزبش، خریدن برخی از نمایندگان و حمایت از ائتلاف رقیب به رهبری شهباز شریف سرنگون شد.
به دلایلی از جمله مبارزه با فساد، حمایت از مقاومت طالبان علیه اشغالگران آمریکایی در افغانستان، تحکیم روابط سیاسی و اقتصادی با چین و روسیه، امتناع از محکوم کردن تهاجم روسیه به اوکراین، مقاومت در برابر فشارهای آمریکا برای عادی سازی روابط با کشور فلسطین اشغالی و تقویت روابط خود با محور مقاومت به رهبری ایران و رد درخواست اعزام نیرو برای شرکت در جنگ یمن تحت لوای ائتلاف سعودی – اماراتی سناریوی حذف او صورت گرفت.
وی با برخی از ژنرال های ارتش اختلاف عمیق پیدا کرد و اجازه ایجاد پایگاه های آمریکایی در سرزمین های خود را نداد چرا که در این صورت حاکمیت کشورش را نقض میکرد و آن را به بازیچهای در دست واشنگتن تبدیل می کرد، از این رو جدایی بین او و ارتش ایجاد شد و دیگر حمایت ارتش را نیز نداشت.
بنابراین وجود عمران خان باعث توقف کمک های سالانه چند میلیارد دلاری آمریکایی و سعودی ها شده بود. همچنین تحریک جنبش های تجزیه طلب پاکستان نیز در این راستا شکل می گرفت.
مسئله رژیم صهیونیستی نیز در این در این مسائل جایگاه خود را دارد. اقتصاد پاکستان با اقتصاد امارات نزدیکی و در همتنیدگی قابل توجهی دارد. تجار پاکستانی زیادی حتی تابعیت امارات را دارند و مایل هستند تا پاکستان نیز بخشی از پیمان صلح ابراهیم باشد تا بتوانند از مواهب رابطه با اسراییل نیز برخوردار شوند. اینها عمدتا در حال حاضر اپوزیسیون عمران خان را مورد حمایت قرار می دهند و بر خلاف یک سنت دیرینه در پاکستان که در آستانه ماه رمضان تجار و بازرگانان بزرگ قیمتها را تا ۲۰-۳۰ درصد حتی پایین می آوردند اما امسال از این کار خودداری کردند و تورم ۱۲ درصدی بویژه در ماه رمضان موجب بروز نارضایتی در اقشار متوسط و ضعیف شده است.
رویکرد عمران خان نسبت به ایران رویکرد نزدیکی و برادرانه ای محسوب می شود، تلاش برای توسعه روابط اقتصادی، محکوم کردن ترور حاج قاسم، اشاره به سخنان و بیانات ائمه معصوم و امام خمینی و … در سخنرانی هایش، تمجید از انقلاب اسلامی ایران و روحیه ضد استکباری اش، حضور در حرم امام رضا(ع) و حمایت های پنهان از شیعیان مظلوم پاکستان، از جمله نکاتی از توجه او به ج.ا اسلامی می توان برشمرد. در سال ۱۴۰۰ میزان تجارت ایران و پاکستان حدود ۱۵۰۰ میلیون دلار ثبت شده است.
بنابراین در موارد مختلف از نگاه امریکا و همپیمانانش از جمله عربستان و امارات، عمران خان غیر قابل اعتماد محسوب می شد و باید از طریق فشار و حمایت مخالفینش از جمله ارتش و احزاب مخالف و حربه های اقتصادی از میدان خارج می شد.
طی روزهای اخیر نیز شاهد گردهمایی پر شور طرفداران او بودیم و حالا باید ببینیم سرنوشت سیاسی مدیریت پاکستان چگونه خواهد شد و آیا مجددا عمران خان و حزبش به کرسی بر می گردد یا خیر؟