چاپ مطلب چاپ مطلب

زندگی در سایه مافیا: زباله‌گردی و حقیقتی تلخ ✍️ انوشیروان مباشرامینی

زندگی در سایه مافیا: زباله‌گردی و حقیقتی تلخ

 

✍️ انوشیروان مباشرامینی

 

چشم‌های شهر در تاریکی شب همواره شاهد صحنه‌هایی است که وجدان جمعی ما را می‌آزارد؛ کودکانی با دستانی کوچک، مردان و زنانی خمیده و پیر، و حتی مهاجرانی بی‌نام که در میان کیسه‌های زباله به دنبال لقمه‌ای نان یا اندکی پلاستیک و قوطی می‌گردند. پدیده «زباله‌گردی» دیگر محدود به چند خیابان و چند خانواده آسیب‌دیده نیست؛ بلکه به بحرانی شهری و اجتماعی بدل شده که هم چهره شهر را مخدوش کرده و هم بازتابی از مشکلات عمیق اقتصادی و مدیریتی است.

افزایش روزافزون زباله‌گردها ریشه‌ای روشن دارد: بیکاری، فقر، مهاجرت بی‌برنامه، هزینه‌های سنگین زندگی و نبود امنیت شغلی. وقتی کار شرافتمندانه با دستمزد عادلانه کمیاب باشد، زباله‌گردی به آخرین گزینه برای زنده ماندن تبدیل می‌شود. اما این واقعیت تلخ تنها یک سوی ماجراست.

فعالیت زباله‌گردها، فارغ از نگاه انسانی به معیشت آن‌ها، نقاط مثبت و منفی دارد. از یک منظر، آن‌ها ناخواسته به بازیافت شهری کمک می‌کنند و بخشی از زباله‌های خشک را از مسیر دفن و سوزاندن نجات می‌دهند. در نبود سیستم کارآمد تفکیک از مبدأ، این افراد در عمل «کارگر غیررسمی بازیافت» محسوب می‌شوند. اما روی دیگر سکه، پیامدهای بهداشتی، اجتماعی و امنیتی این فعالیت‌هاست. تماس مستقیم با زباله، بیماری‌های عفونی و انگلی را افزایش می‌دهد. کودکان زباله‌گرد از تحصیل بازمی‌مانند و در چرخه فقر بازتولید می‌شوند. همچنین، چهره زشت شهر و حس نابرابری اجتماعی در میان شهروندان پررنگ‌تر می‌شود.

پرسش اصلی اما این است: سود «طلای کثیف» به جیب چه کسانی می‌رود؟

آمار دقیقی از عملکرد روزانه زباله‌گردها به صورت عمومی در دسترس نیست، بر اساس تحقیقات میدانی و گزارش‌های رسانه‌ای، هر زباله‌گرد می‌تواند روزانه ۵۰ تا ۱۰۰ کیلوگرم زباله خشک تفکیک شده را جمع‌آوری کند. اما بخش اعظم سود بازیافت نه به جیب زباله‌گرد که به شبکه‌های واسطه و پیمانکاران می‌رسد. زباله‌گردها در بهترین حالت روزانه درآمدی ناچیز دارند. به بیان ساده، زباله‌گرد عرق می‌ریزد، سلامت و عزت نفسش را می‌فروشد، اما سود واقعی در جای دیگری انباشته می‌شود.

 

شهرداری‌ها در برابر این وضعیت چه باید بکنند؟

نخستین گام، پذیرش واقعیت است: زباله‌گردها بخشی از سیستم مدیریت پسماند شهری شده‌اند، هرچند غیررسمی. حذف آن‌ها بدون ایجاد شغل جایگزین ممکن نیست. بنابراین، سیاست درست، ساماندهی و تبدیل این فعالیت به یک چرخه رسمی و انسانی است. ایجاد تعاونی‌های جمع‌آوری و بازیافت با مشارکت مستقیم زباله‌گردها، ارائه بیمه و خدمات درمانی، و منع به‌کارگیری کودکان باید در دستور کار قرار گیرد. از سوی دیگر، قراردادهای شهرداری با پیمانکاران باید شفاف و قابل نظارت عمومی باشد تا سود این چرخه عادلانه توزیع شود.

سوم، آموزش عمومی برای تفکیک زباله از مبدأ و فرهنگ‌سازی در مدارس و محلات باید جدی گرفته شود.

 

زباله‌گردی تصویری است از شکست سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی ما. هر زباله‌گردی که در خیابان‌ها می‌بینیم، نماد یک خانواده فروپاشیده یا یک سیاست ناکارآمد است. مواجهه با این بحران، تنها با پاک‌کردن صورت مسئله ممکن نیست؛ بلکه نیازمند اصلاح ریشه‌ای در اقتصاد، ایجاد شغل پایدار و مدیریت شفاف شهری است.

اگر این گام‌ها برداشته نشود، همچنان شاهد خواهیم بود که عده‌ای از فرودست‌ترین اقشار جامعه، با سر خم‌کردن درون سطل‌های زباله، بهای بی‌عدالتی و سوءمدیریت را بپردازند؛ در حالی که سود «طلای کثیف» در جیب گروهی اندک انباشته می‌شود.

یادمان باشد شهرها با زباله زشت نمی‌شوند، بلکه با نابرابری و بی‌عدالتی است که چهره‌شان مخدوش می‌شود.

 

#مافیا

#زباله

#زباله_گرد

#گیرنده_مخاطب_خاص

 

About مدیر خبر1

Check Also

🌓فرار؛از”روستا”؛ 🔶قرار؛در”شهر”🌘(۳۱)

🌓فرار؛از”روستا”؛ 🔶قرار؛در”شهر”🌘(۳۱) ○کلانشهر رشت○(۱) ○جمعیت کلانشهرهای تهران، مشهد،اصفهان،کرج،شیراز، تبریز،قم،اهواز،کرمانشاه،ارومیه، رشت،زاهدان،همدان،کرمان،یزد، اردبیل،بندرعباس،اراک و ساری، مجموعا سی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *