طمعِ قدرت عامل تباهی و انفعال فومن است یادداشت شهروندی: اسماعیل قیامتی

طمعِ قدرت عامل تباهی و انفعال فومن است

 

یادداشت شهروندی: اسماعیل قیامتی

 

 

 

شخصی مرغی داشت که در سال بیش از حد معمول کُرک میشد یعنی تمایل به خوابیدن روی تخم مرغ برای جوجه آوری را داشت.

صاحبش هرچه تلاش میکرد که مرغ را از این کار منصرف کند موفق نمیشد و کاری هم از دستش برنمی آمد تا اینکه فکری به ذهنش رسید و آن این بود که تصمیم گرفت که زیر همین مرغ تعدادی تخم اردک بگذارد و این کار را هم کرد.

پس از چند هفته همه جوجه ها سراز تخم در آوردند و وارد آب استخر مجاورشدند و مرغ کنار استخر ناله میزدو مرغانه جوجه ها را صدا میزد نه جوجه ها صدای مرغ را می فهمیدند و نه مرغ صدای جوجه ها را.

مدتی گذشت و دوباره مرغ کُرک شد،این بار صاحب مرغ زیرش تخم غاز گذاشت و جوجه ها پس از چند روز وارد آب استخر شدند و مرغ دوباره ناله میزد و مرغانه جوجه ها را صدا میزد و جوجه ها غازانه جواب میدادند و این روند همچنان ادامه داشت.

چند سالی به همین منوال گذشت تا اینکه مرغ برای ابد کُرک نشد و عطای جوجه آوری را به لقایش بخشید.

این حکایتِ بعضی از مسئولین شهر ماست،حکایت نماینده مردم شهر فومن و شفت است که در پنج یا شش ماه اول مسئولیت،ایشان در قامتِ انسان و مردی ازجنس مردم و برای مردم بود و چنان پرحرارت و شجاعت و جسارت پیگیرِمطالبات مردمی بود که تحسین همگان را بر انگیخت.

ایشان با قدرت، هم معاون وزیر راه و هم رئیس قوه قضائیه و هم استاندار را برای حل مشکلات مردم پای کار دعوت کرد وتقریبا در ماه یک یا چند بار از تریبون مجلس صدای مردم شهرستان فومن و شفت را منعکس میکرد.

دست اندر کاران رده بالای مجلس وقتی درمقابل اینهمه جسارت و توان حیرت زده شدند، چاره کار را در مهار کردن و کنترل کردنِ این نیرویِ پرتوان و مطالبه گردیدند و دکتر معصومی را گرفتارِ انواعِ سمتها و مسئولیتها کردند،از عضویت درکمسیونهای قضایی تا کمسیون اصل ۹۰تا ریاست فراکسیون کار آفرینی وغیره چونانکه فرصت نفس کشیدن را ازایشان گرفتند.

اینگونه شد که آقای دکتر معصومی چنان درگیرمشکلات است که نقش اصلی خود را فراموش کرده و در اجابت مطالبات مردم اولویتها از دستش خارج شده و من به عنوان یک شهروند در اثبات این ادعا سوگند یاد میکنم که هیچ حُب و بغضی ندارم و ایشان بهتر از هرکسی میدانند که چیزی جز حقیقت نمیگویم، از جمله مواردی که کرارا هم مکتوب و هم شفاها ازطریق هفته نامه ۴ دی و یا نامه سرگشاده تقدیمشان کردم موارد زیر بود که خود کاملا مستحضرند.

 

۱-اجرای طرح نا تمام تصفیه خانه آب و فاضلاب شهر که آقای افتخاری شروع کرد و نیمه تمام رها شد و سالهاست که زیر باد و باران تغافل کنامِ سگان ولگرد و شغالانِ شب گرد است.

۲-اجرای پروژه نا تمام طرح هادی سنگ بیجار که ۵ سال پیش فرماندار وقت که فعلا معاون استاندارفعلی هستند درحضورمن دستور بازنگری طرح هادی را صادر کردند و تا امروز آقای معصومی نتوانستند فرماندار را وادار به پیگیری اجرای این طرح نماید که جای خود، حتی ایشان نتوانستند مشاور این طرح را پاسخگو نمایند ویا مسئولین بنیاد مسکن را به چهار چوب وظایف مرتبط در ساماندهیِ این طرح حیاتی ترغیب کنند.

مسائلی از این دست فراوان است که خودشان بهتر میدانند از جمله پلِ رو گذر ناتمام ورودی شهر که لنگان لنگان در حال اجراست.

از صمیم قلب آرزو میکنم که در اجرای مطالبات مردمی آقای دکتر معصومی همان نماینده پرتلاش و پیگیر و با شهامتی باشد که در پنج شش ماه نخست بود وگرنه مردم دلسرد و زحمات ایشان به هدر میرود.

ایشان این بیت شعر مرا خوب بیاد دارند که هربار هر مطلبی خطاب به ایشان مینوشتم اول یا آخر آن متن مینوشتم:

هرکه با مردم شود باقی شود

آنکه که بر مردم شود فانی شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *