تورم در کوله‌پشتی‌های دانش آموزان ؛ افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت‌ لوازم تحریر

تورم در کوله‌پشتی‌های دانش آموزان ؛ افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت‌ لوازم تحریر

 

 

چرا بازگشت به مدرسه، فراتر از یک تصمیم آموزشی است؟

 

 

 

هر سال با نزدیک شدن به مهرماه، بوی کاغذ و خودکار فضای خانه‌ها را پر می‌کند؛ اما امسال، این بو با طعم تلخِ بی‌ثباتی همراه شده است. وقتی نگاهی به قفسه‌های لوازم‌تحریر می‌اندازیم، با حقیقتی تکان‌دهنده روبرو می‌شویم: آنچه پارسال با یک هزینه تهیه می‌شد، امسال با دو برابرِ همان مبلغ، تنها نیمی از آن سبد را پر می‌کند. این عددِ ۱۰۰ درصدی، صرفاً یک آمار اقتصادی نیست؛ این یعنی نیمی از بودجه‌ی خانواده‌های ایرانی در یک چشم به هم زدن، ناپدید شده است.

 

اما چرا این جهش قیمتی رخ داده؟ پاسخ را باید در دو کلمه جستجو کرد: «دلار» و «جنگ».

 

در نگاه اول، شاید ساده به نظر برسد؛ دلار بالا می‌رود، پس کالاهای وارداتی یا کالاهایی که مواد اولیه آن‌ها وابسته به ارز است، گران می‌شوند. این یک زنجیره منطقی است. اما اگر عمیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم که «جنگ» (چه در پهنه‌های آبی و چه در مرزهای سیاسی) نقش یک «محرک روانی» را ایفا می‌کند. جنگ، یعنی عدم قطعیت. و عدم قطعیت، بزرگترین دوستِ تورم است. وقتی بازار احساس می‌کند قرار است اتفاقی رخ دهد، قیمت‌ها نه بر اساس عرضه و تقاضا، بلکه بر اساس «ترس» قیمت‌گذاری می‌شوند.

 

اما پرسش اصلی اینجاست: رابطه‌ی این دو واقعیت با تصمیم برای بازگشایی حضوری مدارس چیست؟

 

گویی ما در میان دو جبهه ایستاده‌ایم: جبهه‌ی «آموزش و سلامت اجتماعی» که معتقد است حضور در مدرسه، تنها راه حفظ تعادل روانی کودکان و پیشبرد یادگیری است؛ و جبهه‌ی «واقعیت‌های ژئوپلیتیک و اقتصادی» که با هر تلاطم در قیمت دلار یا تنش‌های مرزی، برنامه‌ها را بازنگری می‌کند.

 

تصمیم برای بازگشایی حضوری مدارس در اول مهر، تصمیمی است که در لایه‌ای از ظرافت‌های پیچیده قرار دارد. از یک سو، دولت و سیستم آموزشی می‌دانند که بستن مدارس، هزینه‌های اجتماعی و آموزشی سنگینی خواهد داشت که شاید جبران‌ناپذیر باشد. اما از سوی دیگر، فشار ناشی از تورمِ ۱۰۰ درصدیِ لوازم‌تحریر و نوسانات ارزی، حاشیه‌ی امنیتی برای تصمیم‌گیران ایجاد کرده است.

 

آیا بازگشایی مدارس، یک تصمیم صرفاً آموزشی است یا راهی برای بازگرداندن نظم به زندگی روزمره در میانه‌ی آشوب‌های اقتصادی؟

 

واقعیت این است که دانش‌آموزان و والدین، امروز نه تنها با کتاب و دفتر، بلکه با یک «مسئله‌ی مدیریت بحران» روبرو هستند. آن‌ها باید یاد بگیرند چگونه در میانه‌ی افزایش قیمت‌ها و سایه‌ی سنگین اخبار جنگ، تمرکز خود را بر یادگیری حفظ کنند.

 

در نهایت، مسئله این نیست که مدرسه حضوری باشد یا غیرحضوری؛ مسئله این است که آیا ساختارهای اقتصادی و امنیتی ما توان آن را دارند که بستری آرام برای رشد نسل آینده فراهم کنند؟ تا زمانی که «دلار» و «جنگ» بر قیمت یک خودکار و ساعتِ ورود به کلاس اثرگذار باشند، هر تصمیم آموزشی، تنها بخشی از یک معادله‌ی بزرگتر و پیچیده‌تر خواهد بود که پاسخ آن، در اتاق‌های فکر سیاستمداران نیست، بلکه در ثباتِ واقعیِ کشور نهفته است .

 

فاطمه پوراسماعیل – روزنامه نگار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *