صدایِ روستا؛ رسانه، پیشرانِ توسعه و عدالت در مناطق محروم نویسنده: دکتر حجت بقایی: مشاور تحقیق و توسعه

صدایِ روستا؛ رسانه، پیشرانِ توسعه و عدالت در مناطق محروم

 

نویسنده: دکتر حجت بقایی: مشاور تحقیق و توسعه

 

ویرگول(خبرنگار ۱۴۰۱) فرهنگ توسعه _ در سپهرِ زیست‌بومِ ایران، روستا نه تنها یک واحد جغرافیایی، بلکه شاهرگِ حیاتیِ اقتصاد و امنیتِ ملی است. با این حال، سالهاست که غبارِ غفلت بر چهرۀ بسیاری از روستاهای دورافتاده نشسته است. «آسمان را نسوزان، در اوج پرواز کن»؛ این نه فقط شعاری آموزشی، که استراتژیِ ما برای عبور از بن‌بستهای توسعه است. برای این پرواز، رسانه بالِ پرواز است؛ مشروط بر آنکه مدیریت شود و هدفمند به کار گرفته شود.

 

— مدیریت رسانه؛ از «حرفه‌ای‌گری» تا «مردمی‌بودن»: توسعۀ روستایی نیازمند دو بازویِ رسانه‌ای است:

 

۱.مدیریت رسانه‌های حرفه‌ای: رسانه‌های جریانساز (مانند اقتصاددان، تین‌نیوز، فودنا، اخبار مدیریت، آوای رودکوف، روستاگردی، جهانی پرس، خط آفتاب، رسانه نو و مطالبات‌نیوزو … ) باید از نگاهِ کلانشهری فاصله بگیرند. وظیفۀ رسانۀ حرفه‌ای، ترجمۀ نیازهایِ خُردِ روستایی به ادبیاتِ کلانِ تصمیم‌گیران است. رسانه نباید صرفاً گزارشگرِ رنجها باشد، بلکه باید به «اتاق فکرِ رسانه‌ای» تبدیل شود که راهکار ارائه می‌دهد.

 

۲.مدیریت رسانه‌های مردمی: در عصرِ شهروند-خبرنگاران، هر روستایی یک رسانه است. این ظرفیت، تیغِ دو دم است. اگر آموزش نبینند، به ضدِ خود تبدیل می‌شوند. ما باید به اهالیِ روستا «سوادِ رسانه‌ایِ کنشگرانه» بیاموزیم؛ اینکه چگونه تصویرِ روستا را بدون سیاه نمایی یا بزرگ نماییِ کاذب، به عنوان یک فرصتِ بکر معرفی کنند.

 

— خوراک دهیِ هدفمند؛ قلبِ تپندۀ جریان‌سازی:

 

بزرگترین چالش ما در رسانه، «فقرِ خوراک» است. روستا نباید منتظر بماند تا خبرنگاری از مرکز به سراغش بیاید. مدیریتِ محلی باید «روایتگریِ فعال» را در دستور کار قرار دهد. داده‌ها، ظرفیتهایِ مغفول، قصه‌هایِ محلی، سبکِ زندگی و صنایعِ دستی، موادِ اولیه‌ای هستند که باید به صورتِ بسته‌های خبریِ جذاب (فیلم، پادکست، کپشن) به رسانه‌های ملی و تخصصی تزریق شوند. رسانه تشنۀ سوژه است؛ اگر ما سوژۀ درست ندهیم، سکوت می‌کنیم.

 

—گردشگری؛ از تهدیدِ «مزاحمت» تا فرصتِ «توسعه»: گردشگرِ مزاحم، حاصلِ «رسانه‌زدگیِ غیرمسئولانه» است؛ تبلیغِ فضایِ مجازی بدونِ پیوستِ فرهنگی. برای مدیریتِ گردشگرانِ بی‌ثمر، رسانه باید نقشِ «فیلترِ فرهنگی» را بازی کند. ما باید از طریقِ رسانه، سبکِ گردشگریِ موردِ نیازِ روستا را تعریف کنیم: گردشگریِ پایدار، بومگردیِ تخصصی و گردشگریِ رویدادمحور. وقتی رسانه، روستا را نه به عنوان «تفرجگاهِ یک‌شبه»، بلکه به عنوان «مقصدِ تخصصیِ آرامش یا میراث» معرفی کند، خودبه‌خود غربالگری صورت می‌گیرد و مخاطبانِ ناهنجار کاهش می‌یابند.

 

{جذبِ سرمایه‌گذار؛ رسانه به مثابهِ اعتماد}

 

سرمایه‌گذار به دنبال «امنیتِ روانی» و «صداقتِ اطلاعاتی» است. بسیاری از ظرفیتهای روستایی به دلیل نبودِ شفافیت، از چشمِ سرمایه‌گذاران دور مانده‌اند. رسانه باید «شناسنامۀ اقتصادیِ روستا» را تدوین کند. وقتی یک رسانۀ تخصصی با قلمی منصف و دقیق، ظرفیتهای گردشگری یا کشاورزیِ یک روستایِ دورافتاده را تحلیل می‌کند، سرمایه‌گذار دیگر آن را یک ریسک نمی‌بیند، بلکه یک فرصتِ طلایی می‌یابد.

 

✓ سخن آخر: توسعۀ روستا از پشتِ میزهایِ اداری محقق نمی‌شود. راهِ آن، پیوندِ میانِ «تکنولوژیِ رسانه» و «اصالتِ روستایی» است. ما، معتقدیم که رسانه، صدایِ بی‌صدایان است؛ اگر درست شنیده شود، اگر درست حرف بزند و اگر درست مدیریت شود.

 

آسمانِ روستا، آسمانِ آیندۀ ماست؛ آن را با مدیریتِ صحیحِ رسانه‌ای، نسوزانیم؛ در اوجِ آگاهی، پروازش دهیم.

 

∆ دکتر بقایی: طراح کارگاه آموزشی «آسمان را نسوزان، در اوج پرواز کن»

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *