بانوي پرفروغ شعر معاصر فروغ فرخزاد/دكترمحمدتقي يونسي رستمي عضوهيات علمي دانشگاه ازاد رشت

اختصاصی همای گیلان:٢٤بهمن ماه سالروز درگذشت يكي از پيشگامان بزرگ شعر معاصر ايران است،اودر هشتم ديماه١٣١٤ش در تهران به دنيا امدودر سي ودو سالگي (در ١٣٤٥)بواسطه سانحه رانندگي در مسير دروس -قلهك فوت كرد.

untitled
فروغ فرزند چهارم سرهنگ محمد فرخزاد وتوران وزيري تبار بود،شاعربه نوعي در “دلم برأي باغچه مي سوزد “والدين وبرخي از اعضاي خانواده آش را معرفي كرده واز فضاي بسته وغيرصميمي كانون خانواده سخن گفته است .
در شانزده سالگي به رغم مخالفت خانواده با پرويز شاپور-كه حدود سي سال سن داشت -ازدواج كرد ،ولي عمر زندگي مشترك شان كوتاه بود ونتيجه اين زندگي سه ساله ،كاميار است،شوهرش،اهل قلم وأنديشه بود ودر حوزه هاي طنز وطراحي فعاليت داشت و كاريكلماتور را -كه تركيبي از كاريكاتور وكلمه است -ابداع كرد.
فروغ را به همراه نيما ،شاملو ،اخوان ثالث وسهراب سپهري مي توان از پيشگامان مؤثر شعر دوره معاصر به شمار أورد،اثار شعري فروغ به ترتيب عبارتند از:
١.”اسير” ،كه در ١٣٣١ به چاپ رسيد وداراي ٤٣ شعراست ٢.”ديوار “با ٢٥ شعر در ١٣٣٥ منتشرگرديد ٣.”عصيان “داراي ١٧ شعر ودر ١٣٣٦ چاپ شده است ٤.”تولدي ديگر” -كه نقطه عطف زندگي شعري شاعر را رقم است -وبا ٣٥ شعر در ١٣٤١انتشار يافت و٥.”ايمان بياوريم به اغاز فصل سرد “با هفت شعر، كه بعداز مرگ اوبه چاپ رسيد٦.علاوه بر دفاتر شعر فرخزاد،نامه هايش به پرويز شاپور باعنوان “اولين تپش هاي عاشقانه قلبم “توسط پسرش كامياروعمران صلاحي در ١٣٨٦ منتشر گرديده است .
به تعبير غلامحسين يوسفي ،بامطالعه اثارفروغ فرخزاد،إنسان بي اختيار به ياد ژرژساند نويسنده فرانسوي مي افتد كه نخستين رمان هايش مملو از إحساسات رمانتيك وعاشقانه بود وسپس به موضوعات جدي زندگي إنسان ها ونقدمسايل اجتماعي ولزوم انجام إصلاحات پرداخت .
فروغ زندگي شعري دومرحله اي دارد، اثار مرحله اول او،شامل سه دفتر نخستين هستند ،شاعر در “أسير “،”ديوار” و”عصيان” شعرهايي زنانه ،رومانتيك ،إحساسي وبحث انگيز را بي پروا وگاه عريان بيان كردكه حساسيت هاي برخي از انديشمندان در حوزه هاي مختلف رادر پي داشت .دراين إشعار هوس هاي زنانه با نگاهي سطحي وغير نمادين مطرح مي شوند ،واژه هاي عاشقانه با همان معناي متعارف بيان مي گردند وبسامد كلمات نشان مي دهد كه شاعر گزارشگرپرشتابي است كه إحساسات نازل وتجربه شخصي آش را باز مي گويد،در شعر “شب هوس ” مي گويد :
” مي خواهمش كه بفشردم بر خويش
بر خويش بفشرد من شيدارا
…ودرلابلاي گردن ومؤهايم
گردش كند نسيم نفس هايش
…لذت اتشين هوس ها با بؤسه “
دراين سه دفتر تصويري از شوهر،فرزند ،خانه متروك وبي رونق -بويژه بعداز طلاق -،احساس تاريكي ومرگ ،اضطراب وپريشاني ،اندوه،نااميدي ،سرخوردگي وإحساس اسارت موج مي زندواو مي كوشدتا نشان دهد كه زن هم مي تواند عاشق شود ودر شعر خود مرتباعشق مادي را باز مي نماياند ،وبعداز حدود هزارسال سنت شكني مي كند وعصيان برضد مرد را مطرح مي سازد:
“مست بودم مست عشق ومست ناز
مردي امد قلب سنگ مرا ربود
بس كه رنجم دادولذت دادمش
ترك او كردم چه مي دانم كه بود “
اونسبت به مرارت هاي زندگي اعتراض مي كندوگاهي به نظر مي رسدبا زبان وأنديشه توللي ،سخن مي گويد :
“كو دلم ،دلي كه برد ونداد
غارتم كرده وداد مي خواهم
دل خونين ،ترا چه كار أيد
دلي ازاد وشاد مي خواهم”
در مرحله دوم ،فروغ فرخزاد از نگاه نوستالژيك ورومانتيك صرف وپوچ گرايانه گذرمي كند،تحول فكري وزباني شاعردر “تولدي ديگر “و”ايمان بياوريم به اغاز فصل سرد “كاملاهويداست ،در اين دوره شاعر گزارشگرزندگي محدودو شخصي خود نيست ، وبه دنبال گمشده خاكي آش نمي گردد وياازاو نمي نالدوشكوه نمي كند ودر “تولدي ديگر “-كه به ابراهيم گلستان تقديم كرد -“پيوند سست دونام وهم اغوشي در أوراق كهنه دفترها “را به نقد مي گيرد .
فروغ فرخزاد در اين دوره باانتخاب زبان ساده شعري وباتوسع وزن عروضي وتصوير سازي هاي مناسبتر شعري،به سرودن إشعار اجتماعي ،انتقادي وبيدارگرانه -وگاه طنز أميز -مي پردازد ودر شعرهاي مرحله دوم شاعر،تعهدش نسبت به إنسان وسرنوشت جنس إنسان -فارغ از زمان ومكان -وسيعابه چشم مي خورد،درشعربسامد واژه ها نيز دگرگون مي شوند ،كلماتي چون :روز ،فردا ،چراغ،باغ ،اينه،پرواز ،صدا و…مبين نشاط ،اميد وحركت در باور شاعر هستند:
“من ازشب حرف مي زنم
من از نهايت تاريكي واز نهايت شب حرف مي زنم
اگربه خانه من أمدي
براي من اي مهربان
چراغ بياور ويك دريچه كه ازان
به ازدحام كوچه خوشبخت بنگرم “
اوديگر احساس ترس نمي كند وخودرا أسيري محبوس در بين ديوارها تصور نمي نمايد :”
همه مي ترسند
همه مي ترسند
إمامن وتو
به چراغ وأب وإينه
پيوستيم ونترسيديم “
شاعر ماندگاري را در لحظات زودگذر وفاني زندگي محاسبه نمي كند ،او پرواز را بر سكون ترجيح مي دهد :
“…چراغ هاي راب
طه تاريكند
كسي مرا به افتاب معرفي نخواهدكرد
كسي مرا به ميهماني گنجشك ها نخواهدبرد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني است”
شاعر ،ان قدر نرم وروان مي سرايدكه شعرش “سهل وممتنع “به نظر مي ايند :
“پرنده گفت :چه بويي چه افتابي
اه بهار امده است …
پرنده ازلب ايوان پريد
مثل پيامي پريدورفت …
پرنده فكر نمي كرد
پرنده روزنامه نمي خواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدم هارا نمي شناخت …
در ارتفاع بي خبري مي پريد
ولحظه هاي ابي
را ديوانه وار تجربه مي كرد
پرنده اه فقط يك پرنده بود”
براي گذارفروغ فرخزاد از مرحله اول به دومين مرحله شعري،دلايل گوناگوني مي توان برشمرد ،ازجمله :اشنايي ژرف با نيماوافكاربلنداو،اشنايي كاملا نزديك با ابراهيم گلستان ،ورودبه عرصه سينما،حضور در خارج از كشور ،فراگرفتن چندين زبان وآثار بيگانه.
فروغ در١٣٤١فيلم مستند “خانه سياه است”را ساخت كه دردهاي بي شمار جذاميان تبرير را روايت كرد وبرأي ساخت اين فيلم جوايزي نيز دريافت داشت.
در مجموع دودفتر نهايي شاعر از جوهرشعري ممتازي برخوردارند،شعر اوبه چندين زمان ترجمه شد ودر داخل كشور ،نيز اشعار فروغ طرفداران بي شماري -بويژه دربين جوانان وعلاقمندان به شعر معاصر-دارد وشاعرباگذر زمان كوشيد تابن مايه وتشخص شعري خود را از تجربه هاي نازل فردي ،به موتيف هاي إنساني واجتماعي دلالت وارتقادهد وبه جاي پرداختن به إنسان اجتماعي ،از اجتماع انساني سخن گويد ،به همين دليل بعد از گذشت چند ين دهه از پروازشاعر ،شعراو طراوت وپيام امروزين رابا خود حمل مي كند :
من خواب ديده ام كه كسي مي أيد
من خواب يك ستاره قرمزديده ام …
كسي مي أيد
كسي مي أيد
كسي ديگر
كسي بهتر
كسي كه مثل هيچكس نيست…”

یک نظر

  1. شقایق محمدزاده

    عالی….
    روحش پرآرامش????