ضرورت و اهمیت مضاربه (قسمت دوم) / مریم جهانی پور ، کارشناس ارشد فقه ومبانی حقوق اسلامی

اختصاصی همای  گیلان:  ” امروزه در کشور عزیزمان ايران, مضاربه اسلامى به دو شيوه انجام مى گيرد: يكى تحت عنوان عقود اسلامى كه دربانك هاى جمهورى اسلامى ايران اجرا مى شود و ديگرى به صورت پراكنده بين مسلمانان ـ اعم از شيعه و سنى ـ جريان دارد كه اگر تاريخچه اين شيوه را بررسى كنيم, به صدر اسلام و حتى قبل از آن مى رسيم و اين اذعان دارد كه مضاربه به عنوان يك سنت مستمر اجتماعى ـ اقتصادى, در طول زمان, هويت خود را حفظ كرده است. حتی اگر هیچ دلیل نقلی برای اثبات این سنت حسنه نداشته باشیم همین استمرار در بین مسلمین دلیل عقل پسندی برای مضاربه است. با اين كه دليل نقلى و عقلى داريم كه مضاربه شيوه اى است حسنه و راهى پسنديده. حال اين پرسش مطرح است كه آيا مضاربه جايگاه خاص خويش را بين مسلمانان پيدا كرده است؟ آيا مسلمانان به درستیً به آن اهميّت مى دهند و دراجرای آن تلاش می کنند؟
در جواب بايد گفت متاسفانه نه . و به مضاربه, به عنوان شيوه خوب اقتصادی نگریسته نشده است.
سؤال ديگرى نيز مطرح مى شود كه چرا به نظام مضاربه اى به طور كامل و صحيح عمل نشده است با اين كه پشتوانه دينى و اعتقادى دارد؟
در جواب اين چراها شايد بتوان اين علل را ذكر كرد:
1.درجوامع گذشته دربین همه اقوام وملل متمدن وغیر آن ربا به عنوان روشی نقد نسبت به مضاربه ، وکم خطرتر برای دهنده سرمایه شیوع داشته . و از اين جهت, مضاربه و ربا دو شيوه اقتصادى متخالف است, لذا پررونقى ربا در تثبيت سود دهى ثابت, بزرگ ترين مانع براى رواج و گسترش مضاربه شده است.
2. بد عمل كردن به آيين مضاربه اسلامى, دليل ديگرى بر دور شدن مسلمانان از اين شيوه بهره ورى از سرمايه نقدى شده است. اين بدعملى, موجب گريز عده اى از مسلمانان از مفهوم مضاربه شده است و حتى برخى بر اين عقيده اند كه اين قانون اسلام, نه عملى است نه اقتصادى. عملى نيست; چون اين شركت هاى به اصطلاح اسلامى نتوانستند آن را اجرا كنند و اقتصادى نيست; زيرا آنان كه سرمايه گذارى كرده اند, نه تنها سودى نبرده اند, بلكه اصل سرمايه شان نيز به يغما رفته است.
البته چنین قضاوتی دور از واقع است; زيرا عيب از اصل قانون مضاربه نيست, بلكه از ناآشنايى و كم اعتقادى صاحبان شركت ها و پايبند نبودن آنان به حقوق انسانى نشأت مى گيرد.
3. ناآگاهی مسلمانان نسبت احکام حیات بخش اسلام در خصوص اینکه جه فرصت هایی دارند چه کارهایی می توانند در چهارچوب قوانین انجام دهند .
4. كاربرد بيشتر ربا در امور اقتصادى نسبت به مضاربه موجب شده كه فرهنگ ربا توسعه يابد و مضاربه متروك ماند. براى مثال مضاربه تنها در امور توزيعى و تجارى كاربرد دارد اما ربا هم در امور توزيعى و هم توليدى و هم سرمايه گذارى كاربرد دارد.
5. عدم تبليغ مضاربه در بخش كاربردى توزيع كالا عامل دیگری است که موجب در خفا ماندن حقيقت مضاربه است; زيرا عده ی کمی از متدینین هستند كه با فرهنگ مضاربه آشنا هستند. منیع مطالعه اندکی برای مضاربه وجود دارد .آنچه هم که هست بیشتر درحیطه کاری اهل تحصیل و علم است .
آنچه در مضاربه اهمیت دارد به کار وتلاش واداشتن عامل است وفایده عملی آن سود حاصل . برخلاف ربا كه داير مدار كار عامل نيست وفايده و سود آن روى خود سرمايه است از اين رو اسلام اين نوع داير مدارى را حرام و آن فايده برخاسته از كار را حلال دانسته است. مضاربه مى تواند افراد بى كار و تنبل را با تركيب سرمايه ثابت به كار وا دارد.
” تجارت مضاربه اى مورد توجه پيشوايان دين و رهبران دينى بوده است; به عنوان مثال شخصى به نام ابن عذافر از پدرش نقل مى كند كه خدمت امام صادق علیه السلام رفتم و آن حضرت هفتصد دينار طلا داد و فرمود: با اين پول تجارت و كاسبى كن. من با آن تجارت كردم و صد دينار سود بردم و چون حضرت را در حين طواف خانه خدا ملاقات كردم, گزارش تجارتم را به او گفتم. حضرت فرمود: اين صد دينار را به سرمايه ات اضافه كن و معامله را ادامه بده.
بنابراين پيشوايان دين هم خود اهل تجارت بوده اند و هم پول به عنوان سرمايه به افراد عامل مى داده اند كه با آن كار كنند كه در سود و زيان آن شريك باشند و اين خود دليلى بر اين بوده كه در حدى آنان پولدار و سرمايه گذار بوده اند كه به افرادى چون ابن عذافر مى داده اندو آنان را به ادامه كار تشويق مى كرده اند.
از اين گونه احاديث و روايات مى توان استفاده نمود كه مضاربه نوعى تجارت است و مى توان برخى از قوانين و احكام تجارت را در مورد آن به كاربرد.. بنابراين, اگر به مضاربه به عنوان يك تجارت مهم شرعى نگريسته شود, مى تواند نقش خوبى در توسعه تجارت داشته باشد و شيوه ظالمانه ربا را كاهش دهد. در نظام بانكى جمهورى اسلامى ايران قدمى تحت عنوان (عقود اسلامى) ـ كه يكى از آنها مضاربه است.

مریم جهانی پور
کارشناس ارشد فقه ومبانی حقوق اسلامی

 

14380610577