جنگهای ایران و روم دردوره خسرو پرویز / علی غلامرضایی ،استاددانشگاه

اختصاصی همای گیلان: خسروپرويز چون ياراي ايستادگي در برابر ژنرال بهرام (زاده منطقه ري) را نداشت 23 نوامبر سال 589 ميلادي به قسطنطنيه (استانبول) فرار كرد تا از موريس امپراتور روم شرقي (بیزانتین) كمك بخواهد. موريس كه در انتظار چنين فرصتي بود يك سپاه كامل در اختيار خسرو دوم قرار داد.

اين سپاه رومی با كمك هواداران داخلي خسرو، در جنگ سال 591 ميلادي بهرام را شكست و به شمال خاوري ايران (خراسان بزرگتر) فراري دادند و خسرو دوم بر تخت نشست.

موريس كه بهترين سپاه خود را همراه خسرو دوم كرده بود، خودِ او از عهده اقوام «آوار» كه به قلمرو روم شرقی تعرّض كرده بودند بَرنيامد و با شورش نظاميان پادگان قسطنطنيه در27 نوامبر سال 602 ميلادي هنگام فرار به سوي تيسفون (20 مایلی جنوب بغداد) براي گرفتن كمك از خسروپرویز كشته شد و «فوكاس» بر جاي او نشست. با مرگ موريس، خسروپرويز نه تنها از زير بار تعهداتي كه در قبال كمك موريس، به او سپرده بود بيرون آمد بلكه به اجراي طرح هاي خود كه رساندن قلمرو ايران به زمان داريوش بزرگ بود افتاد و كشته شدن موريس را بهانه قرار داد و در سال 605 ميلادي به خونخواهي او از دو سوي، قلمرو روم را مورد حمله قرار داد، سوريه و فلسطين و همچنین آناتولي (ترکیه امروز) را تا دروازه هاي قسطنطنيه (استانبول) تصرف کرد.

%d8%b9%d9%84%db%8c-%d8%ba%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%b1%d8%b6%d8%a7%db%8c%db%8c

خسرو دوم به این پیروزی قانع نشد و شهربراز ژنرال مشهور ايران را مامور تصرف مصر كرد كه وي موفق به اين كار شد، تا اسكندريه پیش رفت و این شهر را تصرف كرد. اين پيشروي كه جهان آن زمان را دچار شگفتي كرده بود سبب شد كه هراكليوس يك حاكم محلي روم در شمال آفريقا بر فوكاس شورش كند و از آفريقا به قسطنطنيه برود و فوكاس را بگيرد و اعدام كند.

انتقال صليبِ اصل كه مسيح بر آن مصلوب شده بود از سوي نيروهاي ايرانيِ فاتح اورشليم (بيت المقدس) به تيسفون، باعث خشم مسيحيان جهان شده بود و هراكليوس از اين احساس استفاده كرد و با ذوب كردن طلاهاي كليساها و ضرب سكه، خزانه خود را پُر كرد و به جمع آوري نظامی دست زد و با پرداخت پول و دادن انواع وعده، اقوام پراکنده شده خزر را با خود همدست كرد
.و در سال 622 ميلادي به سوي ايران به حركت در آمد و اين سال مصادف با هجرت پيامبر اسلام از مكه به مدينه بود. در جنگ 9 دسامبر سال 622 ميلادي، ارتش خسته ايران پس ازآن همه فتوحات که تاریخ نگاران، آن جنگ ها را «غیر ضروری» توصيف کرده اند، از هراكليوس شكست خورد و به تيسپون عقب نشيني كرد. بزرگان كشور كه نيروهاي رومي را نه چندان دور از دروازه هاي شهر ديدند و از سوي ديگر از خسروپرويز كه يك ژنرال ايران را اعدام و چند ژنرال ديگر را رنجانده و فراري داده و يا خانه نشين كرده بود بيزار شده بودند او را گرفته و به زندان افكندند و پسرش را به نام قباد دوم بر جايش نشاندند كه بعدا خسرو در زندان كشته شد و اين بود آغاز پايان كار امپراتوري 1200 ساله ايران باستان.

جنگ های ایران و روم شرقی در دوران سلطنت خسروپرویز جمعا 30 سال طول کشیده بود و ذخایر و توان دو امپراتوری (دو ابرقدرت وقت) را به تحلیل برده بود. قباد دوم با دادن امتيازهاي فراوان از جمله دست كشيدن از سوريه و فلسطين و حتي بخشي از شمال غربي عراق امروز و پس دادن صليبِ اصل، صلح را از هراكليوس خريداري كرد. اين جنگها هر دو امپراتوري را به حدّی تضعيف كرد كه ارتش روم در آگوست 636 در یَرموک (مرزِ امروز سوریه و اردن) و ارتش ايران در نوامبر همان سال در نبرد قادسيه از مسلمانان عرب كه از لحاظ شمار، كمتر و تجهيزات و تداركات كامل هم نداشتند شكست خوردند. در پی شکست نظامی ایران در قادسیه، طولي نكشيد كه امپراتوري ايرانيان از ميان رفت.

//علی غلامرضایی پژوهشگرتاریخ

4 نظر

  1. سلام و درود بر تاریخ ناطق ایران
    مطالب بسیار جالبی از تاریخ ایران گفتید
    واقعا توی تاریخ،شبهات زیادی داریم
    موفق و پایدار باشید

  2. سلام استاد عزیزم مطالب ایران باستان همیشه شیرین و جالبه که با بیان شیوای شما شیرین تر و جالب تر میشه

  3. بسیار جالب بود

  4. امیرحسین فراز

    درود استاد عزیز. خیلی خوب و پرمغز بود .مچکرم