عطیه نصرتی اردیبهشت 27, 1398مقالهدیدگاهها برای داستان شهرهای ما و دو ” غ” / علی دادخواه بسته هستند437 Views
اختصاصی همای گیلان، نمی دانم این یادداشت مرا کدام خبرگزاری یا رسانه منتشر می کند ولی اگر آنرا در رسانه ای دیدید حتما می توانید به شجاعت و استقلال مدیرمسئول وهیات تحریریه آن ایمان بیاورید.من بخاطر دارم برای یک اردوی آموزشی یکماهه از طرف دفترنهادرهبری مشهد رفته بودیم آنجا یکی از مراجع معظم سوار بر یک خودروی مجلل که معمول سواری های روز طبقات فرادست هم نبود وارد محوطه اقامت گاه ما شد.اتفاقا دانشجویان بسیار ناراحت شدند واعتراض کردند ،این موضوع برای سال تابستان سال ۸۱ است. التهاب ایجاد شده اطرافیان حضرت آیت اله را مجبور به پاسخگویی کرد وایشان بهانه آوردند :” آیت اله میگرن دارد “! ولی بعد از گذشت یک و نیم دهه اینکه امروز در جامعه ما می بینید بعضی از نمایندگان ولی فقیه که عادت کرده بودند به نوعی زندگی داخل پوشش ،امروز ولی متوجه شده اند نباید سوار پرادو شوند وخودشان و یا اطرافیانمنتسب شان زندگی فلان فلان داشته باشند و خودشان را از جامعه جدا کنند و یا از قدرت خود برای اعمال نفوذهای شخصی یا جتاحی استفاده کنند. و مقام رهبری هم بر سر این موضوع مانند همیشه حساسیت و پایمردی ودرایت نشان داده و بعضی از این افراد را برکنار کردند.خب ! این بخاطر تمایلات عدالتخواهانه ایشان است موردی که من امیدوارم بصورت ساختاری در بین ما بوجود آید.حالا شما بگردید در بین نمایندگانمجلس ما. از اینجا به بعد را دقیق بخوانید .
ما در جامعه مان با دو ” غین ” مواجه هستیم ،دو بحران یکی غلامی و دیگری غم. “غم” را که می دانید و بلای جان ما شده است وآخرین مورد آن همین داستان پرغصه آقامونجنتلمن ! ساسی بود.که این پرسش را پیش روی ما نهاد که ما جامعه ای مواجه هستیم که شاد است و تحریم های فزاینده و سایه جنگ عین خیالش نیست ، ویا با جامعه ای مواجه ایم که کورمال کورمال بدنبال شادی است و آنرا در گودال و برکه ای هم که باشد پیدا می کند و تا آخرین قطره اش را سر می کشد.مورد دوم اما ” غلامی ” است یعنی شما با جامعه ای مواجه هستید که دایما دنبال رانت است ،دنبال پارتی و اعمال نفوذ. از اینها بدتر در عالم سیاست است که افراد می آیند برای جامعه شان فعالیت کنند و یک فعالیت سیاسی بکنند در یک انتخابات قانونی که وظیفه شرعی و ملی است دچار انواع محدودیت ها و گرفتاری ها می شوند آنهم نه از سمت حکومت بلکه از سوی کسانی که خودشان از طریق همین فرایند صاحب نام شده اند و نماینده توده های مردم هستند.
در فلان شهرستان می شنویم فلان نماینده اعمال نفوذ می کند فلان رقیبش از اداره محل کارش تبعید شود.و باز می شنویم تازه این تنها فقره از کارهای ایشان نبوده و به ریاست دارایی شهرهمسایه هم رحم نکرده و البته حدود یکسال ونیم قبل وی را هم تبعید کرده است.اینخبرها از ستاد یکی از رقبای ایشانخارج می شود که مدعی است این نماینده علیه او اعمال نفوذ کرده است.خب ! اگر واقعیت داشته باشد چرا آقای ابراهیمنجفی در موارد قبلی سکوت اختیار کرده بود که نوبت به ایشان برسد و اگر واقعیت ندارد چرا دکتر محمدحسین قربانی تکذیب نمی کند. اینکه مهندس امیر ارسلان قاسمنژاد را که فردی مردمی و دلسوز و البته کاردان است و همینحالا منشا خدمات مهمی برای مردم لنگرود در اداره مالیات آنجاست را با اعمال نفوذ به آنجا فرستاده اند اینهم باید بررسی شود که چرا باید این فرد که بین مردم شهر کیاشهر محبوب بوده و هست به شهرستان دیگری فرستاده شود در حالیکه آستانه ایست و مردم آن شهر و یا مردم کیاشهر باید از مهارت و کفایت او استفاده کنند.واصلا آیا نماینده حق دارد در انتصابات شهری واداری دخالت کند؟اینکه این اخبار ممکن است درجهت بازی های انتخاباتی و از ستاد همان آقای نجفی صادر شده باشد دور از ذهن نیست ولی این اعمال نفوذها که دیگران را ” غلام ” می خواهد که واقعیت دارد ، حالا ممکن است در شهرستان های همسایه باشد.و باید جلویش گرفته شود.تا اینطور نشود که مردم همان شهر فکر کنند برای تهیه یک قرص هم به دفتر نماینده بروند.از مقاممعظم رهبری الگو بگیریم و بین مردم و خدای آنها و علاقه آنها به شهر وکشورشان بخاطر منافع شخصی وجناحی قرار نگیریم.
توصیه می کنم در این ماه مبارک رمضان که ماه علی بن ابیطالب است نامه ۳۱ نهج البلاغه را که ایشان پس از بازگشت از جنگ صفین در نصحیت فرزندش حسن نوشته بخوانید .اامیرالمومنین در این نامه بسیار زیبا و تکان دهنده به فرزندش می گوید :” و اگر توانستی بین تو و خدا صاحب نعمتی قرار نگیرد ، چنین باش “! ببینید چقدر این موضوع مهم است ، نباید طوری برخورد کنیم که کسانی را بین خود و خدای مان قرار دهیم.