چهارشنبه سوري ،سنتي ديرپادرايران/دكترمحمدتقي يونسي رستمي عضوهيات علمي دانشگاه ازاد رشت

اختصاصی همای گیلان:چهارشنبه سوري(چهارشنبه پايان سال ويا چهارشنبه سرخ )ازدوبخش چهارشنبه وسوري تشكيل شده است ،اصطلاح چهارشنبه مبين يكي از روزهاي هفته مي باشدوعددچهار ياداور عناصرچهارگانه هستي :اب ،اتش ،خاك وباد است،فيثاغورث اين عدد را رمزي مي داند كه تداعي گراصل وريشه طبيعت جاودان است .

untitled-2-1
سور(سرخ ) به معني شادماني وعشرت است،أساسا اتش افروزي از دير باز به مناسبت گراميداشت بازگشت ارواح درگذشتگان يا فروهرهابرگزار مي گرديد-كه در ادامه دراين باره توضيح خواهم داد-تقديس اتش صرفانقشي كنايي داشته ودارد،چراكه اتش مطهرترين عنصر دربين تمامي عناصر جهان بوده وهست ودر گذشته نيز ،بيشترين نقش وكاربردرا در زندگي انسان كوچ نشين وسپس يكجانشين داشت ،فردوسي در باره اتش واحترام ان نزد ايرانيان باستان سروده است :
” نگويي كه اتش پرستان بدند /پرستندگان پاك يزدان بدند”
أساسا در ايران باستان ،تقسيم بندي روزهاي هفته با محوريت شنبه وجودنداشت ،ازاين روي،چهارشنبه سوري بعداز حضور اعراب مسلمان در ايران رواج يافت ،در ان دوران ،سال به ١٢ ماه سي روزه تقسيم مي گرديد وهرماه ،داراي دو هفته ودوهشته بود،وپنج روزرا با عنوان پنجه مسترقه (اندرگاه يا بهيجك ويا بهيزك )به پايان سال أضافه مي كردند.
تاريخ دقيق اتش افروزي در ايران باستان مشخص نيست ،هم چنان كه بدرستي نمي دانيم كه فروهرها ويا ارواح در گذشته چه تاريخي براي سركشي به بازماندگان بر مي گشتند،امابازگشت ارواح درفاصله ده روز قطعي است وبا أندك تسامح، مي توان دو تاريخ را براي بازگشت فروهرها بيان داشت :١.بيستم تا سي ام اسفندماه يعني ده روز اخرسال ٢.بيست وششم اسفند تا اخرين روز اندرگاه يا خمسه مسترقه .
هم چنين مي توان يكي از سه تاريخ راروز اتش افروختن برشمرد :١.بيست وششم اسفند ٢.سي ام اسفند ٣.اخرين روز اندرگاه يا خمسه مسترقه .
در ايران باستان ،اتش را روي پشت بام (بلندي ) مي افروختند تا راهنماي فروها يا ارواح باشد،هم چنين برافروختن اتش نماد ونشانه نيروي مهر ،نور ودوستي بودواتش فروغ إيزدي محسوب مي شد ،به نظر مي رسد چندين نفركه اتش افروز وپيام آور اين جشن اهورايي ناميده مي شدند،در شهرها وروستاها با برگزاري نمايش هاي خياباني ،دست افشاني وخواندن سرود واواز ديگران را تشويق به برگزاري شكوهمند اين سنت مي نمودند.
أجدادمان براي برگزاري اين جشن، سه ويا هفت گوله اتش روشن مي كردند،عددسه نماد سه عنصر مهم انديشه مزديسنايي :پندارنيك ،گفتار نيك وكردار نيك بود وعددهفت سمبل اهورامزدا وشش امشاسپند -موجودات ناميراي مقدس -بود كه به ترتيب عبارتنداز :إردبيهشت ،خرداد ،مرداد ،شهريور،بهمن وأسفند.
برخي از رفتارهاي امروزين چهارشنبه سوري ،يادگاراين مراسم در ايران باستان نبود ،در گذشته هرگز اتش را زير پانمي گذاشتند واز روي ان نمي پريدند وزردي خودرا نثاراتش نمي كردند ،وإقدامات پر خطر سال هاي اخير نيز مطلقا در ان زمان وجود نداشت ،خشونت ،الودگي صوتي ،مزاحمت براي ديگران واستفاده از وسايل محترقه به هيچ وجه پيام اين روز وجشن اتش افروزي نبود ،در گذشته حتي خاكستراتش را جمع كرده ودر اب روان مي ريختند واز اين طريق به محيط زيست احترام مي گذاشتند.
همزمان با اتش افروزي ،گروهي از مردم مراسم متعددي را -با فلسفه هاي پردامنه- اجرا مي نمودند،در اين بخش به برخي از اين مراسم اشاره مي شود ،لازم است ياداور شوم كه برخي ازاين مراسم توسط عده اي از هم ميهنان عزيز وارجمند در دوره فعلي نيز اجرا مي گردد:
١.قاشق زني :
تعدادي مرد وزن -بويژه دختران وپسران جوان -چهره خود را مي پوشاندند ودر حالي كه بازدن قاشق بر ظرفي ان را به صدا در مي أوردند،درمنزلي را مي زدند، صاحبخانه به گرمي از ان ها استقبال مي كرد ودر ظرف ان ها ،نذري ويا وليمه قرار مي داد،پوشاندن چهره ،مبين ترجيح عنصر ديداري بر عنصر گفتاري بودتا آمدن غير فيزيكي ارواح را بشارت دهند .
٢.شال اندازي :
فردي از اعضاي خانواده ويا نزديكان ،با به هم پيوستن تعدادي پارچه ،شال بلندي درست مي كرد واز طريق منفذي نظير :لوله بخاري و…شال را درون أتاق مي انداخت وصاحبخانه ،تخم مرغ ،ميوه و… را به عنوان نذري ووليمه به انتهاي شال مي بست، سپس شال را به سمت پايان مي كشيد وان كس كه روي پشت بام بود ،شال را به طرف بالا مي برد ،اين مراسم هم رجحان عنصر ديداري بر عنصر گفتاري بود .
٣.جاروزني :
براي باز شدن بخت دختر مجرد خانواده ،اورا جاروزنان از خانه خارج مي كردندوتصور مي كردندكه تا چهارشنبه سوري بعدي ،براي او خواستگاري پيدا خواهدشد -بديهي است دراين حركت سمبليك ضربه ها أرام به بدن دختر زده مي شد .
٤.پرتاب كوزه :
اعضاي خانواده -يا عضوارشد-با كوزه اي پشت بام منزل خودرفته ومي خواند :”بلا برو تو كوزه “،سپس كوزه را به بيرون ازمنزل پرتاب مي كرد وهمزمان مي گفت :”كوزه برو تو كوچه “اين عمل سمبليك دور شدن محنت

،غم وبلايا را نويد مي داد .
٥.لُرْك يا اجيل مشگل گشا :
هفت اجيل گردو،پسته ،بادام ،كشمش ،خرما ،انجير وهلوي خشك با عنوان اجيل شيرين -كه نوعي نذري ووليمه بود -بين أفراد تقسيم مي كردند،هم چنين اعضاي خانواده، بعد از به پايان رسيدن مراسم آتش افروزي ،اين اجيل ودانه هاي نباتي ديگر مانند :تخم هندوانه وخربزه ،فندق ،نخود،شاهدانه ،گندم و…را روي اتش بوداده وبا نمك متبرك كرده ومي خورند ،بأورشان اين بود كه اين عمل به افزايش مهرباني وكاستن كينه منتهي مي شود .
٦.فال گوشي وگره گشايي:
افرادي كه مشكل ويا نيتي داشتند ،پشت ديوار ،ستون ،چهارراه و…-جايي كه به چشم نمي امد -مي ايستادند وبه سخن اولين رهگذر ويا ناطقي كه سخن مي گفت ،گوش مي دادند وبا تفسير ان كلام ،امكان تحقق ارزوونذرشان را مي سنجيدند،برخي از دختران جوان نيزبراي پيش بيني احتمال بازشدن بخت شان ،اين كاررا انجام مي دادند .
٧.چرشنبه خاتون :
شكل كوتاه شده چهارشنبه خاتون است ،همان طور كه اب نماد باروري است ،چهارشنبه اخرسال نمادباروري طبيعت وتأكيدي بر بارورشدن زمين در اخرين روزهاي سال به شمار مي رفت ،زنان با اردشكل زني زيبا را مي افريدندوزيران اينه وشانه مي گذاشتند تا دختر چهارشنبه خاتون بيايد وسرش را شانه بزند.
درمجموع ،اصلي ترين فلسفه اتش افروزي گراميداشت حضور فروهرها يا ارواح در گذشتگان به مدت ده روز بود،مراسم مختلفي همزمان -ويا با فاصله كوتاهي از اتش افروزي -برگزار مي گرديد ونذري اهداوتوزيع مي شد،امروزه حضور در قبرستان در پنج شنبه اخرسال،روشن كردن شمع،خواندن فاتحه وتوزيع نذري مي تواند يادگاري كوچك شده از مناسبت چهارشنبه سوري باشد.

2 نظر

  1. شقایق محمدزاده

    بسیارر عالی و ارزنده بود…متشکرمم