علی غلامرضائی:
اختصاصی همای خبر/سیزده بدردرایران باستان/تهیه کننده علی غلامرضائی مدرس دانشگاه وپژوهشگرتاریخ . روز سيزده هرماه در جدول سي روز ايران باستان، مربوط است به فرشته تير يا تيشتر كه ستاره باران است و ارتباط با آب و باران دارد، و بسيار روز خجسته و مباركي است. پس روز سيزده در اعتقادات مردم ايران باستان به هيچ عنوان نحس نبوده است.در جدول مربوط به سعد و نحس روزها نيز روز سيزدهم مبارك آمده است. مردم باستان در مورد اين روز معتقد بودند كه جمشيد شاه (بنيانگذار نوروز) روز سيزده نوروز را در صحراي سبز و خرم، خيمه و خرگاه برپا ميكرد و بار عام ميداد. چندين سال متوالي اين كار را انجام داد كه در نتيجه اين مراسم در ايران زمين به صورت سنت و مراسم درآمد.
در تحليلي ديگر اينطور بيان ميگردد: ايرانيان پس از دوازده روز جشنگرفتن و شاديكردن كه به ياد دوازده ماه از سال است، روز سيزدهم نوروز را كه فرخنده است به باغ و صحرا ميرفتند و شادي ميكردند و در حقيقت بدين ترتيب رسميبودن دوره نوروز را به پايان ميرسانيدند.
يكي از كارهاي روز سيزدهبدر، علف گرهزدن است. درمورد سابقه اين رسم ميگويند كه مربوط است به فرزندان كيومرث. يعني اولين زوج يا اولين پدر و مادر (مشيه و مشيانه). زرتشتيان معتقدند چون اين دو با هم ازدواج كردند، دو شاخه «مورد» را گره زدند و پايه ازدواج خود را بنا نهادند و از آن زمان به بعد اين رسم معمول گرديد. فراموش نکنیم که هر کدام از نام های تاریخی در ورای خود ، دنیایی از پشتوانه و فرهنگ دارند و کسی حق ندارد با نام های تاریخی یک ملت این گونه رفتار کند و به میل خود آنها را تحریف کند. از میان جشن های کهن ایران ، می توان گفت که تنها عید نوروز مانده و متعلقاتش “چهارشنبه سوری و سیزده بدر”.
با این حال تلاش هایی وجود دارد که این عید و اجزایش هم رفته رفته کم رنگ شوند و حداکثر به تعطیلاتی برای تجدید قوا و مسافرت رفتن تبدیل شوند.
داستان «استر و مردخای» یکی از قصه های مشهور یهودیان است که در قلمروی یک پادشاه ایرانی به نام «اخشورش» رخ می دهد. این داستان در اصل تنها در منابع یهودی وجود دارد و از نظر تاریخی قابل اثبات نیست چرا که در تضاد جدی با منابع دیگر از جمله منابع معتبر قرار دارد.در هیچ منبعی معتبر از ارتباط جشن سیزده به در باپوریم گزارشی نیست و از نظر زمانی پوریم و سیزده به در یکسان نیستند.
با بررسی منابع کهن ایرانی اثری از نحس بودن سیزدهم فروردین مشاهده نمیشود و حتی وقتی به صورت ویژه درباره «سیزدهم فروردین» در منابع جستجو میکنیم، اشاره به فرخندگی این روز شده است. در آثارالباقیه بیرونی جدولی برای سعد یا نحس بودن روزها وجود دارد که در آن از سیزدهم فروردین با عنوان «سعد» یاد شده است (بیرونی، ١٣٨۶: ص ٣۵٩)در گاهشماری ایرانی هر روزِ ماه یک نام ویژه دارد و نام روز سیزدهم، «تیر» (تیشتر) است. تیر، ایزد باران میباشد و این ایزد جایگاه والایی در آیین زردشتی دارد. در یشتهای اوستا بخشی هم مختص این ایزد است و تیشتر یشت نام دارد. در این یشت از نبرد تیشتر با اپوش، دیو خشکسالی و پیروزی این ایزد بر او و نتایج حاصل از آن سخن به میان میآید (تفضلی، ١٣٨۹: ۵١).
علاوه بر دانشنامهها و مقالات علمی فراوان که داستان استر را افسانه میدانند حتی دانشنامه جهانی یهود هم به افسانهای و نادرستی داستان استر اعتراف کرده است ( شاکر، 1389: ص 152).
در اینجا به صورت خلاصه چند دلیل از هزاران دلیلی که داستان استر افسانه ای بیش نیست را میآوریم:
– در طومارهای دریای مرده اثری از کتاب استر نیست!
– در هیج منبع تاریخی و آثار باستانی اثری از این داستان نیست!
– نویسنده داستان استر نامعلوم است! کتاب استر پس از حمله اسکندر، وارد متون یهودی شده است چرا که تا پیش از آن این داستان را قابل ردیابی نیست!
– بر اساس داستان استر سن مردخای افسانه ای است و بیش از 100 سال سن دارد!!
– یهودیان در آثار هخامنشیان بسیار کمرنگ هستند و اصلا نگاره آنها در پارسه (تخت جمشید) وجود ندارد!
– بر اساس کتیبههای رسمی هخامنشی، ایران بیست و چند ایالت داشته است ولی در داستان استر از 127 ولایت نام برده میشود!!!
یعنی نویسنده داستان استر کوچکترین آشنایی با فرمانروایی ایرانیان نداشته است!!!
– در داستان استر از ضیافتی یاد میشود که 180 روز به طول انجامید!!! هیچ کدام از جشن های ایرانی چنین شرایطی نداشتند!!
یعنی نویسنده داستان استر کوچکترین آشنایی با فرهنگ ایرانی نداشته است!!
منابع:۱– خالقیان، مجید (۱۰ فروردین ۱۳۹۹). «سیزده به در نحس نیست و به یهودیان ربطی ندارد». پایگاه خردگان.
۲– بیرونی، ابوریحان (١٣٨۶). آثارالباقیه عن القرون الخالیه. ترجمه اکبر داناسرشت. تهران: امیر کبیر.
۳– تفضلی، احمد (١٣٨۹). تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. تهران: سخن.
۴– شاکر، محمد کاظم؛ فیاض، محمد سعید (بهار و تابستان 1389). «هامان و ادعای خطای تاریخی در قران» مجله قران شناخت، سال 3، شماره 5.
سپاس فراوان از استاد گرانقدر علی غلامرضایی?تشکر بابت تمام مطالب خوب و مفیدشون??