چچن؛تهدیدی خاموش در روسیه
جمهوری چچنستان یا چچنیا یکی از جمهوری های خودمختار روسیه است و در شرق قفقاز شمالی واقع در جنوب غربی روسیه قرار دارد ، این جمهوری خود مختار از غرب با جمهوری اینقوشستان ، از شمال با جمهوری استاوروپل کاری ، از شرق و جنوب شرقی با جمهوری داغستان و از جنوب غربی با جمهوری گرجستان همسایه است .
مردم چچن اصالت قومیتی خاص خود را دارند نژاد و زبان آنها چچنی و دین آنها اسلام حنفی با گرایش های صوفیانه است ، آنها همواره دنبال بازپسگیری استقلال خویش از روسیه از قرن 16 تا به الان بوده اند و همواره سرزمین و مردمان چچن یک تهدید امنیتی بالقوه برای روسیه محسوب می شده است .
سیاستی که روسیه شوروی در قبال قبایل قفقاز شمالی از جمله چچنی ها داشت به چند صورت بود :
1- نابودی عنصر بیگانه در جامعه شوروی از طریق انهدام یا اخراج
2- ادغام همان عنصر خارجی از طریق روس گردانی
ولی در آخر سیاست انهدام چچن خاطر مقاومت عجیب چچنی ها شکست خورد چون چچنی ها بین قومیت های شمال قفقاز بیشترین رشد جمعیت را از سال 1959تا 1979 داشته و همواره بالای 97 درصد چچنی ها زبان مادری خویش را بلد بودند همچنین چچنی ها مذهبی ترین اقوام مسلمان قفقازی در قالب فرقه صوفی نقشبندیه و قادریه اند بعلاوه تبعید آنها به قزاقستان قزاق ها را به اسلام نزدیک تر کرده و فشار هایی که روس ها بر آنها تحمیل می کردند باعث شد آنها به اسلام نزدیک تر شوند .
یکی دیگر از دلایل شکست سیاست های شوروی میتوان به بیگانه ستیز تر شدن چچنی ها اشاره کرد ، روس های ساکن در قفقاز شمالی از 49 درصد در سال 1959 به 29 درصد در سال 1979 رسیدند .
برای آشنایی بیشتر و بهتر با چچنی ها اول باید گروه های فکری مختلف در قفقاز شمالی را بر شماریم :
1- محافظه کار میانه رو
2- تجدد خواه لیبرال
3- محافظه کار رادیکال
گروه اول که معروف به قدیمیست ها بودند منزوی شدند و نهایت سعی خود را می کردند که از هیچ فرهنگی تاثیر نگیرند و با جهان خارج از خود ارتباط چندانی نداشته باشند .
گروه دوم معروف به جدیدیست ها اعتقاد داشتند به اصلاح دینی ، برابری ارزش مسلمان با روس های مهاجم ، اثبات توانایی دین اسلام در همراهی با علم و پذیرفتن فنون غربی تا جایی که معتقدات اصلی اسلام را مورد هدف قرار ندهد .
درمورد گروه سوم نیز باید متذکر شد که بین محافظه کار میانه رو و رادیکال تفاوت وجود دارد ، گروه محافظه کار سعی داشت که مسلمین را از نظر فرهنگی و امنیتی در امان نگهدارد و منزوی کند ولی گروه رادیکال که اعضای آن را بیشتر صوفی ها و چچنی ها تشکیل می دادند خواهان بیرون راندن کفار و ایجاد حکومت دینی بر اساس شریعت بوده اند .
در اصل منازعه چچن و روسیه از قرن 16 میلادی به علت سیاست های تهاجمی ایوان مخوف شروع شد .
از قرن 18 تا 20 رهبران چچنی مانند شیخ منصور اوشورمه ، شیخ شامل داغستانی و افرادی مانند اوزون حاجی با روسیه تزاری برای کسب استقلال سرزمین چچن می جنگند .
بعد از انقلاب 1917 روسیه و پیروزی روس سرخ بر روس سفید نیز ، در دوران استالین جمهوری خودمختار کوهستانی در شوروی بوجود آمده و تمامی گروه های قفقاز شمالی در آن متمرکز می شوند که در نهایت بخاطر اختلاف عمیقی که با سیاست مزارع اشتراکی استالین داشتند منحل شده و بجای آن جمهوری های خودمختار کوچکی بوجود آمد که یکی از آنها جمهوری خودمختار چچن_اینقوش بوده است که در نهایت به جرم همکاری با آلمان بر علیه شوروی در سال 1944 منحل شده و تمام چچنی ها به قزاقستان تبعید می شوند که البته در سال 1957 در دوره نیکیتا خروشچف به سرزمین خود برمیگردند .
جنگ اول چچن هم از سال 1994تا1997 بود که در نهایت با ترور جوهر دودایف رییس جمهور استقلال طلب جمهوری چچن و آتش بس با روسیه به پایان می رسد .
جنگ دوم چچن نیز از سال 1999تا سال 2009 میلادی به طول انجامید که سه رییس جمهور بعدی چچن ایچکریا به ترتیب زلیم خان یندربایف ، آصلان علیویچ ماسخادوف و سادولایف ترور شدند .
آخرین رییس جمهوری چچن ایچکریا نیز که دوکو عمروف بوده در سال 2007 چچن ایچکریا را تبدیل به امارت اسلامی قفقاز کرده و در سال 2009 تسلیم شده و در سال 2014 نیز کشته شده است
برای تببین این حادثه تاریخی اگر جهان را آنارشیک در نظر بگیریم در این جهان آنارشیک ساختار و توزیع قدرت توسط دولت های فرادست ساخته می شود ، در منطقه قفقاز شمالی نیز روسیه ساختار متبوع خود را ساخته است به گونه ای که به حوزه قفقاز شمالی تسلط کامل دارد از طرفی هر واحد سیاسی ای که بخواهد ساختار مذکور را بهم زند باید هزینه زیادی پرداخت کند مانند چچن .
ذکر این نکته ضروری است که تا زمانی که ساختار توزیع قدرت در قفقاز شمالی تغییر نکند اوضاع به همین منوال پیش خواهد رفت .
همچنین به لحاظ تاریخی زمانی که روسیه بر هارتلند اوراسیایی (آسیای میانه قفقاز و اروپای شرقی) مسلط بود ، شاهد پیشرفت این کشور بوده ایم و هر زمان که مسلط نبود هم این کشور بحران و مشکلات متعددی را روبروی خود می دید .
از طرفی با پیروزی چچن در برابر روسیه سرزمین های تحت تسلط روسیه مانند دومینو یکی پس از دیگری خواهان آزادی عمل و استقلال بیشتری می شدند به عنوان مثال می توان به فشار غرب و انقلاب های رنگی اشاره کرد .
بخاطر همین حفظ جمهوری چچن مسئله ای بسیار مهم برای روسیه تلقی می شد و برای رسیدن به این مهم از هیچ اقدامی دریغ نمی کرد .
در نظر بگیرید که اگر یک دولت بخواهد هژمون جهانی شود باید بر منطقه خود و مناطق پیرامون خویش تسلط کافی داشته و خود را هژمون آن منطقه کرده و مانع از این شود که دولت های مناطق دیگر هژمون مناطق خویش شوند .
در نتیجه میتوانیم بگوییم که اگر روسیه چچن را مهار نمی کرد شاهد تضعیف و حتی کلید خوردن فروپاشی روسیه می بودیم از آنجایی که روسیه خواهان تسلط بر هارتلند اوراسیایی و تبدیل شدن به یک قدرت جهانی است ، سرکوب استقلال خواهی چچن برای رسیدن به اقتدار داخلی و بقاء دولت ضروری می نمود .
از طرفی پوتین اندیشه احیای اقتدار شوروی در قالب جمهوری فدراتیو روسیه با استفاده از هویت روسی را در ذهن دارد هویتی که نه آسیایی است و نه اروپائی بلکه خاص است افزون بر این مبنای اصلی دکترین نوین امنیت ملی روسیه نه در چارچوب ایدئولوژیک بلکه در چارچوب حفظ اقتدار داخلی و رسیدن به قدرت جهانی است .
بعلاوه نا امنی های چچن در کنار وجود پالایشگاه نفت گروژنی روسیه را بشدت در موضع ضعف قرار می داد .
از نظر امنیتی ، امنیت روسیه وابسته به خاورمیانه است به علت وجود چند ده میلیون مسلمان در قفقاز شمالی که جمعیتشان هم افزایش می یابد بر عکس جمعیت روس های ارتودوکس که در برابر مسلمین قفقازنشین روند کاهشی را طی می کنند .
مجموع این موارد ضعف ژئوپلیتیکی روسیه را موجب می شود مخصوصا که اسلام قفقاز شمالی هویت روسی را به خطر انداخته و می تواند حوزه نفوذ به قفقاز جنوبی را نیز قطع کند .
طبق تجربه تاریخی مردمان قفقاز شمالی پیوسته به عنوان خطری جدی برای روسیه محسوب میشوند

پایگاه خبری و تحلیلی همای خبر پایگاه خبری و تحلیلی همای خبر|پایگاه خبری و تحلیلی همای گیلان|پایگاه خبری و تحلیلی استان گیلان|اخبار گیلان| اخبار روز گیلان | خبرهای گیلان| با اخبار گیلان همراه شوید|